ديگر آنكه : برخى از ياران هم كيش ما گفتهاند : « بستن پيمان بايد در برابر گواهان باشد ، زيرا اگر نيازى به اين شيوه نبينيم تواند بود كه كسى از لاف زنان بيايد و بگويد پيش از آنكه شما اين پيمان راستين و روشن و آشكار را ببنديد ، ما پيمانى در نهان بسته بوديم و پايگاه امامت كمتر از زناشويى نيست ، كه پيمان آن را آشكارا بايد بست » البتّه اين نگرش را هم صددرصد نمىتوان باور داشت . زيرا گواهى از خرد ندارد و زير بنياد استوارى هم در گزارشهاى رسيده از پيامبر و يارانش بر آن نمىتوان يافت ؛ پس در جرگهء ديگر پرسشهايى جاى مىگيرد كه براى پاسخ به آن بايد انديشه را به تلاش واداشت تا چگونه داورى كند « 1 » .
ابن عربى - پيشواى مالكيان - مىگويد : براى آنكه بهسود امام پيمان بنديم و دست فرمانبردارى بگيريم نيازى به آن نيست كه همهء مردم باشند . بلكه دو يا يك تن براى اين كار بسندهاند - و البتّه با ناسازگارىهايى كه برخى در اين زمينه نمودهاند و روشن است « 2 » .
گفتار قرطبى
قرطبى مىنويسد : اگر يك تن از كسانى كه بهكار گرهگشايى و پيوند زدن گسيختهها مىپردازند ، پيمان امامت را ببندد ، كار استوار مىگردد ؛ ديگران نيز بايد از او پيروى كنند و اين با برداشت برخى از مردم كه گويند « پيمان امامت تنها هنگامى بسته مىشود كه گروهى از كسانى كه بهكار گرهگشايى و پيوند زدن گسيختهها مىپردازند ، دست بههم دهند » ، براى استوار ساختن برداشت خودكار عمر را شالودهء پاسخ مىآوريم كه يك تنه براى ابو بكر پيمان بست و دست فرمانبرى به او داد و كسى از ياران پيامبر اين كار را ناپسند نينگاشت « 3 » و تازه اين هم پيمانى است و بايد همچون ديگر پيمانها براى بستن آن
هامش
( 1 ) . الارشاد 424 .
( 2 ) . شرح صحيح ترمذى : 13 / 229 .
( 3 ) . گويا همهء هاشميان و توده انصار - به جز دو مرد - و نيز زبير و سلمان و مقداد و عمّار و ابو ذر و بسيارى ديگر از مهاجران كه از دست فرمانبرى دادن به ابو بكر سر پيچيدند و كار او را ناروا شمردند - كه در جاى خود با گستردگى آمده - در نزد قرطبى هيچكدام از ياران پيامبر نبودند و گرنه بر تفسير نگار شايسته نيست دروغ بگويد آن هم در جايى كه مىداند تاريخ درست پرده از روى دروغش برمىدارد .