- با خشنودى پنج تن ديگر - به جانشينى او نشيند ( اين برداشت از آن بيشتر فقهدانان و عقيدتشناسان بصرى است ) .
ديگران از دانشوران كوفه مىگويند : اين پيمان بهدست سه تن بسته مىشود كه يكىشان با خردسندى يكى ديگر به سرپرستى رسد و همچون دادرس باشد در كنار دو گواه چنانكه پيمان زناشويى با يارى سرپرست دختر و دو گواه انجام مىگيرد .
گروهى ديگر گفتهاند : اين پيمان با دست يك تن هم بسته مىشود زيرا عبّاس به على گفت : : « دستت را دراز كن كه دست فرمانبردارى به تو دهم و مردم بگويند عموى رسول خدا دست فرمانبرى به پسر عموى او داد تا ديگر دو تن هم بر سر اين كار ، راهى جدا از تو در پيش نگيرند » و هم ازاينروى كه پيمان بستن گونهاى داورى است و داورى يك تن پذيرفته و روا است « 1 » .
گفتار جوينى
امام الحرمين جوينى ( م 478 ) مىنويسد : يك بخش هم در گزينش جانشين پيامبر و چگونگى آن و در يادآورى آنچه در بستن پيمان امامت نيازمند آنيم .
بدانيد كه در بستن پيمان امامت نيازى به همداستانى مردم نيست و اگرچه توده انجمن نكنند پيمان امامت بسته مىشود ، نشانهاش اينكه چون پيمان امامت بهسود ابو بكر بسته شود ، وى بشتافت تا فرمانهاى مسلمانان را بگذراند و درنگ هم نكرد تا گزارشها پراكنده شود و به كسانى از ياران پيامبر - كه در دور دستها بهسر مىبردند - برسد و هيچكس هم اين كار را بر او ناپسند نشمرد و نگفت كه اكنون بايد درنگ كنى ، پس چون - در بستن پيمان امامت - نيازى به همداستانى نداشتيم شمارهاى ويژه و اندازهاى ياد شده از كسان را نيز بايستهء آن نمىانگاريم و داورى درست آن است كه پيمان امامت با دست يك تن از كسانى كه بهكار گرهگشايى و پيوند زدن گسيختهها برمىخيزند ، بسته مىشود .
هامش
( 1 ) . الاحكام السلطانيّة 4 .