پيمان امامت چگونه بسته مىشود
قاضى عضد ايجى در مواقف مىنويسد : خواست سوم دربارهء اينكه پيمان امامت با چهچيز استوار مىشود ، استوارى آن يا بر بنياد دستور و سخن آشكارى است كه از پيامبر يا از امام پيشين برسد كه در اين برداشت همه همداستانند و نيز اگر كسانى از مردم كه كارشان گرهگشايى و پيوند زدن گسيختهها است ، دست فرمانبرى به كسى دهند ، پذيرفتنى مىنمايد ، هرچند شيعه سر ناسازگارى دارند و ما را مىرسد كه در برابر ايشان امامت ابو بكر را شالودهء روشنگرى سازيم كه با همينگونه دست فرمانبرى استوار يافته است « 1 » .
و همو نوشته : چون آشكار شد كه با گزينش و دست فرمانبرى دادن مىتوان امام را برگماشت ، پس بدانكه اين دو كار نيازمند آن نيست كه همه « 2 » همداستان شوند . زيرا نه خرد و نه دستورهاى آيين ما چنين چيزى را بايسته نمىشمارد ، بلكه يك يا دو تن از كسانى كه كارشان گرهگشايى و پيوند زدن گسيختهها است ، براى اين برنامه بسندهاند ، زيرا مىدانيم ياران پيامبر - با آن سرسختى كه در كيش خود داشتند - همين اندازه را بسنده مىشمردند . چنانچه پيمان فرمانروايى ابو بكر را عمر بست و پيمان فرمانروايى عثمان را عبد الرحمن پسر عوف و نيازى به اين نديد كه همگنانى كه در مدينهاند انجمن كنند - چه رسد به اينكه همهء مسلمانان همداستان گردند و كسى هم اين را بر ايشان ناپسند نينگاشت و تاكنون نيز دفتر روزگار هميشه به همين گونه ورق خورده است .
برخى از ياران همكيش ما گفتهاند : اين پيمان بايد در برابر گواه راستگو بسته شود تا كسانى نتوانند با اين لاف و پندار ناسازگارى نمايند كه پيش از آنكه شما آشكارا با يكى پيمان امامت ببنديد ، ما پنهانى با يكى پيمان بسته بوديم . البتّه اين هم زمينهاى است كه بايد انديشه را در آن به تلاش واداشت تا بهكجا برسد .
هامش
( 1 ) . به اين كارگاه بافندگى بنگر كه چگونه بافتههايى كه بيرون مىدهد همانند است !
( 2 ) . سيّد شريف جرجانى گفته : چون مىگوييم همه ؛ همهء كسانى را در پيش چشم داريم كه كارشان گرهگشايى و پيوند زدن گسيختهها است .