پنجم آنكه هيچ گناهى از او سر نزده باشد و اين را اسماعيليان و دوازده اماميان گفتهاند و براى آنكه روشن شود برداشتشان بيهوده است ، مىنويسيم : همه گويند ابو بكر نيازى به آن نداشته كه در همهء زندگى گناهى از وى سر نزده باشد « 1 » .
گفتار ابو الثّناء « 2 »
مىنويسد : 9 منش است كه امامان نيازمند آنند : يكى اينكه در زمينههاى وابسته به شالودههاى كيش ما - و شاخههاى آن - انديشه را به تلاش واداشته و آنچه را شايسته است خود دريابند . ديگر آنكه خود داراى برداشتهايى باشند كه براى كارها چاره بجويند و رويدادها را به گردش درآورند ، خواه آنچه را به جنگ و آشتى بستگى دارد يا به ديگر كارهاى سياسى . سوم اينكه دلاور و پر دل باشند كه از برخاستن به پيكار نهراسند و از بر پا داشتن آيينهاى كيفرى در نمانند و بىباكانه نيز مردم را به كام نابودى نيفكنند . گروهى نيز در اينكه امام بايد سه منش بالا را داشته باشد ، آسانگيرى نموده و گويند كه اگر هم خودش آراسته به آنها نبود ، كسى ديگر را كه داراى آن ويژگيها است ، به نمايندگى خود برمىگزيند .
چهارم اينكه امام دادگر باشد ، زيرا جان و دارايى و زن مردم زيردست او است و اگر ستمكار بود از دست درازى او آسوده دل نمىتوانيم زيست ، تا پايان . . . .
پنجم خرد ، ششم بلوغ ، هفتم مرد بودن ، هشتم آزاد بودن ، نهم از تيرهء قريش بودن .
و بر خلاف آنچه اسماعيليان و دوازده اماميان گفتهاند ، نيازى به آن نيست كه هرگز گرد گناه نگرديده باشد و براى روشنگرى دراينباره نيز امامت ابو بكر را شالودهء پاسخ خود مىگردانيم كه همهء توده برآنند نيازى به بر كنار بودن از همهء گناهان نداشته « 3 » و البتّه نمىگويم كه او خود از هرلغزشى دورى نمىگزيده است « 4 » .
هامش
( 1 ) . بخوان و بخند يا به همان سخن پيشترش برگردان !
( 2 ) . شمس الدّين پسر محمود سپاهانى ( م 749 ) .
( 3 ) . شگفتا ! چه روشنگرى استوارى !
( 4 ) . مطالع الانظار 470 .