گفتار قاضى ايجى « 1 »
در مواقف مىنويسد : توده برآنند كه شايستگان به امامت براى برخاستن به كارهاى كيش ما - در زمينهء شالودههاى آن و هم در آنچه وابسته به شاخههاى آن است - بايد انديشهء خود را بهكار كشند و آنچه را بر ايشان بايسته است ، دريابند ، خود داراى برداشت باشند تا به كارهاى كشور بپردازند ، دلاور باشند تا با نيروى خود از مرزها پاسدارى كنند و برخى گفتهاند نيازى به اين ويژگيها نيست ، زيرا يافت نمىشود . پس بايسته شمردن آنها بيهوده و چنان است كه كسى را به كارى كه نمىتواند انجام دهد وا دارند و اين برنامه ، تباهيهايى پديد مىآورد كه با برگماشتن كسى كه داراى آن ويژگيها نباشد مىتوان آن را چاره كرد .
آرى ، بايد دادگر باشد تا ستم نكند ، با خرد باشد تا دستيازى او به كارها ناشايسته ننمايد ، بالغ باشد ، زيرا خرد كودكان از رسايى برخوردار نيست ، مرد باشد ، زيرا بهرهء زنان از كيش و خرد كاستى دارد ، آزاد باشد تا پرداختن به كارهاى خداوندش او را باز ندارد و در ديدهء مردم خوار ننمايد تا از فرمان او سربپيچند . پس در اينكه بايد ويژگيهاى بالا را داشته باشد كسى ناسازگارى ننموده است .
و اينجا ويژگيهايى هم هست كه نيازمندى به آن جاى گفتگو دارد : يكى اينكه از تيرهء قريش باشد ، دوم آنكه از خاندان هاشم باشد ، و اين را شيعه مىگويند ، سوم اينكه پاسخ هرپرسشى را در زمينهء كيش ما بداند - و اين را دوازده اماميها مىگويند . چهارم آنكه بر دست او كارى آشكار شود كه ديگران از انجام آن درمانده و درستى دعوى وى در امامت و دور بودن از همهء گناهان دانسته گردد - كه اين را هم رافضيان مىگويند ، - و براى آنكه روشن شود سخن در نيازمندى به اين سه ويژگى بيهوده است ، ايشان را به ابو بكر راه مىنماييم كه جانشين پيامبر بود ولى نيازى به هيچيك از آن سه نداشت « 2 » .
هامش
( 1 ) . قاضى عبد الرّحمن ايجى ، پيشواى شافعيان ( م 756 ) .
( 2 ) . اينگونه روشنگرى ، زن بچه مرده را به خنده مىاندازد ، زيرا آنچه را بايد روشن سازد روشن شده پنداشته و همانچه را بايد برايش دليل بياورد بهجاى دليل جا زده است !