برخورد كند كه آن هنگام برگماشتن كهتران روا خواهد بود و هرگز هم نيازى نيست كه دامنش از همهء گناهان پاك بوده ، نهانيها را بداند يا در سواركارى و دليرى از همه برتر باشد ، يا تنها از ميان هاشميان - و نه ديگر تيرههاى قريش - برخيزد .
همو مىنويسد : اگر گويند : آيا مردم به دانش امام و روشنگرى گوشهاى از آن - كه تنها ويژهء او باشد - نيازى دارند ؟ و نيز به اينكه او بيايد و آنچه را دانش ايشان درنمىيابد آشكار سازد ؟ پاسخ مىدهيم نه ، زيرا او و آنان در آگاهى از آيين و در برابر فرمان آن يكسانند ؛ اگر بپرسند پس امام را براى چه مىگماريد ؟ مىگوييم براى همانچه پيشتر ياد كرديم از سازمان دادن سپاهيان ، پاسدارى مرزها ، بازداشتن بيدادگران ، دادن داد ستمديدگان ، روان گردانيدن كيفرها ، بخشكردن درآمدها ميان مسلمانان و واداشتن آنان به ديدار از خانهء خدا و به جنگ با دشمنان . اين است خواست ما از بر گماشتن و روى كار آوردن او . و اگر يكى از گامهاى اين راه را درست نرفت يا شيوهها را از جاى بگردانيد ، امت پشتسر وى هستند تا او را به شاهراه كشند و به آنچه بايستهء او است وادار سازند « 1 » .
همو مىنويسد : تودهء كسانى كه خدا را با ويژگيهاى همچون آدميان مىشناسند و به حديثها پشتگرمند ، گويند امام از سمت خود بر كنار نمىشود ، هرچند تبهكارى و ستمگرى كند ، چه داراييهاى مردم را با زور بربايد ، يا آسيبى به پيكر ايشان برساند ، يا جان بيگناهان را بستاند و آنچه را از اين و آن است تباه ساخته كيفرها را روان نگرداند كه بههيچ روى نبايد بر او شوريد ، بلكه شايسته است او را اندرز گويند و بيم دهند و اگر دستورى ناساز با فرمان خداوند داد ، بهجا نياورند . اين برداشت را بر شالودهء سخنانى بسيار و پىدرپى استوار داشتهاند كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و از ياران او رسيده كه بايد از امامان فرمانبردارى كرد هرچند بيدادگرى نمايند و داراييها را بربايند و ويژهء خود شناسند كه براستى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بشنويد و فرمان بريد هرچند در برابر بردهاى دست و گوش بريده باشيد - يا در برابر بندهاى حبشى - و پشتسر هرنيكوكار و تبهكار نماز بگزاريد ؛ و
هامش
( 1 ) . همان 185 .