تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
- با گردش خود برفراز آن زيرانداز « 1 » چنان برترى يافت كه بازگوگرى آن - سخنوران نغزگوى را زبان برمىبندند - . - سخن گفتن او با خفتگان آن شكاف كوه ، برجستگى گرانمايه و والايى است كه از ستارهء سماك نيز فراتر مىرود . - از خويشاوندى و يارى او با پيامبر كه بگذرى ، برفراز دوش پيامبر رفتن او ، برترى چشمگيرى براى وى داست . - اين است كه آن دانش‌ها را در خود گرد آورد چه كوتاه شده و فشردهء آنها و چه گسترده و پروبال گرفتهء آنها . - اين است كه با نماز و بخشش‌هاى خود ، راه گيتى و آيين را به انجامى شايسته رسانيد . - اين است كه با شمشير و نيزهء خويش پيروزى دشوار را در خيبر آسان گردانيد . - در آن نبردگاه با چنان زخمى مرحب را نابود ساخت كه بارى بس گران بر دوش كافران نهاد . - و در رويداد خندق كه گروه‌هاى بسيار به همدستى يكديگر هركدام سپاهى براى سركوبى پيامبر فرستادند ، او بود كه پسر عبدود را به كشته‌اى خونين در بالاى ريگ‌ها دگرگون كرد . - در نبردگاه سخت تبوك نيز او پاى به ميان نهاد و آنان را به شمشير اراده‌اى ، كه هرگز خراش برنمىدارد ، نابود ساخت . - آدم چون بلغزيد ، چنگ در دامان او زد تا پروردگار ما از وى بپذيرفت و او را برگزيده داشت . - و آنگاه كه رگبارى بس تند سراسر زمين را پر كرده بود ، نوح به فرخندگى او خدا را خواند تا كشتىاش به راه افتاد . - و به خجستگى او بود كه ابراهيم خداى را خواند تا آتش داغ و سوزان بر او سرد شد .
هامش
( 1 ) . گزارش آن را ثعلبى و دانشمندان مغازلى و قزوينى از ابن عبّاس و انس بن مالك آورده‌اند و اگر خداى تعالى بخواهد ، در جاى خود ياد خواهيم كرد .