تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
سخت بربستند . - بانوان ماتم زده را از ميانهء راه به‌گونه‌اى گذر دادند كه نگاه‌هاى مردمان برايشان مىافتاد . - زين العابدين را كه پيوسته در برابر خدا به‌خاك مىافتاد و خود دانايى درستكار بود ، در بند گرفتار كردند . - و سكينه كه روز را به‌شب رساند ، دل آرام او به‌تپش افتاده بود و اندوه آن را آسوده نمىگذاشت . - سين سرشك چشمش خاء خاك را در خود شناور ساخت تا گاف گياه از دل آن رستن گرفت . - كوىهاى آشنايىشان شوره‌زار شد و در آنجا كه دوستان فرود مىآمدند ، كسى به‌جاى نماند و تهى گرديد . - هنگامى كه آنان را سوار بر ستوران كردند تا به‌راه اندازند شكيبايى از دل من رخت بربست . - هنگامى كه شتران شكافته دندان را از براى آنان افسار زدند ، اشك‌هاى من از گونه‌ام سرازير شد . - گروهى از هواخواهان امويان براى آنكه پاداش سرشار بستانند ، آنان را به‌سوى مردمى بدكنش روانه ساختند . - از نادانى يزيد را خرسند مىدارند تا دستمزد بيشترى به‌ايشان دهد و آنچه را مىخواهد ، هرچه تندتر به‌آنان برساند . - تا آنگاه كه از براى راه بردن شتران نى مىنوازند و سوارگان بر چارپايان مىنشينند ، فرزندان اميّه را نفرين خواهم كرد . - « زياد » و يزيد را به‌نفرين مىسرايم و پروردگارم نيز كيفرهاى افزون‌ترى بر آنان فرو خواهد فرستاد . - رويشان سياه باد ! با خاندان محمّد چنان رفتارى نمودند كه گردنكشان پيشين نيز روا