را فراهم مىآورد .
- و اينها بود تا هنگام مرگ نوادهء پيامبر فرارسيد و بوم مرگ بر سرش سايه افكند .
- گروه سركشان روسپىزاد گرد او و فراخناى بيابان را برگرفتند .
- و يكى از گردنكشان تيرى بلند بهسوى او افكند تا بر خاك افتاد .
- و شمر بدكاره جست و خيز كنان در رسيد ، كه گفتى شاهين چشم بسته براى ربودن شكارش از فراز راه نشيب مىسپرد .
- با دلى كه از كينه و دشمنى حسين مالامال بود ، بر سينهء او جست .
- آنگاه با تيغ تبهكارانهاش سرى را بريد كه بارها پيامبر دندانهاى آن را بوسيده بود .
- در هنگام كشته شدنش چهرهء خورشيد بهسياهى گراييد و شهابهاى آسمانى روى پنهان كردند .
- جبرئيل ، ميكائيل و اسرافيل ؛ گزارش كشته شدنش را دادند ، و عرش اعلى لرزيدن گرفت .
- مرغان بر شاخسارها نوحهسرايى سردادند و درّندگان بهشيون پرداختند .
- اسب نيك بيامد و نيكمرد را بر بالاى خود نياورد ، با دردمندى و لابه و هراس .
- و با شيههاى بلند و چشمى گريان ، اشك فرو مىباريد .
- بانوان سراپردهء حسين شيههء او را شنيدند و از لابهلاى چادرها آشكار شدند .
- و از چشمان سياه خود سرشكهايى را كه با خون دل آميخته و سرخ مىنمود ، پى در پى بر صفحهء گردن روان كردند .
- تا حسين ، كشته آمد و پس از او آموزشگاهها بسته شد .
- آنجاها كه فرودگاه فرمان خدا بود ، سوگوار گرديد و ويرانههاى آن از ياران همدم و همنشين نهى گرديد .
- بدكارهها از سر نادانى بانوان را گرفتار ساختند و زشت رفتارى نمودند ، زيرا هركس بدكاره بود سزاوار نادانيهاست .
- سرپاك را آشكارا بر نيزهاى كه برافراخته بودند ، نهادند و ميان خود را بر انجام گناهان ،
الغدير ( فارسى ) — صفحة 8
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٨