تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
نداشته بودند . - با اشك‌هاى خونينى بر حسين خواهم گريست كه خاك‌هاى خشك را تر سازد . - اى كرانهء فرات ! بارانى از سرشك‌ها در پيرامون خاك تو گرد برمىگردد كه - به يارى آن - ابرها به گردش درمىآيد . - ابرهايى دارد : نزديك به زمين ، سوار برهم ، به‌هم پيوسته با آذرخش‌هايى بلند كه اشكى پياپى را روان مىسازد . - آنگاه كه ترا با رگبار گواراى خود - كه از خوشبويى به‌مشك مىماند - سيراب مىسازد ، دردهايت را درمان خواهد كرد . - پس از اينها ؛ درود - از جان درود - بر آن‌كس كه در غدير خم درفش‌هاى فرمانروايى براى او برپا گرديد . - بر دومى و از پى در آيندهء قرآن و گرامىترين كس كه آن را برخواند و بزرگ‌ترين كسى كه از پى پيامبر راهنما و برگزيده برآمد . - همسر زهراى بتول ، برادر فرستادهء خدا ، رهاكنندهء گيتى كه آن را به آتش جدايى خويش سوخت . - مردى كه پاكدامنى را پيراهن خود كرد و خوشا آن مرد كه با جامهء پاكدامنى ، خويشتن را پوشيده داشت ! - در هنگام آتشى و سازش ، او را بارانى بخشنده مىبينى و در روز جنگ بسان شيرى كه بخواهد از بچه‌اش پاسبانى كند . - با دستى گشاده كه براى نيكوكارى از ستارهء كيوان نيز فراتر مىرود . - و با معجزه‌هايى روشن و درخشان و تابناك كه ديگران از انجام آن ناتوانند و دست‌آويز كسانى مىشود كه دربارهء او به تندروى و گزافه‌گويى افتاده‌اند . - و يكى از آنها بازگشتن خورشيد است پس از ناپديد شدن ، « 1 » همان داستانى كه بيناييها در برابر آن خود را به فراموشى مىسپارند .
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 3 / 141 - 126 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 10 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى