تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
گرمايش ، هستى خويش را در كام آن افكنده و خاكستر گردانيدند . - پس برايشان خشم گرفت و باتصميمى واكنش نمود كه شمشير پولادين را سوراخ سوراخ مىكند . - از فراز اسبى نيكو ، كه گفتى در روى زمين به شناورى مىپردازد و همچون آذرخشى كه در جهش خود از باد شمال هم پيشى مىجويد . - همان اسب كه پاهاى آن در روز پيكار جز از سر جنگاوران دشمن نعلى نمىپذيرد . - امروز با بامداد سپيد و روشن آغاز شد و فردا پيراهنى سياه از تاريكيها در خواهد پوشيد . - در دست او شمشيرى سخت برّان است كه جوى خون را نيام خود مىشناسد . - باليهء تيغ تيزش در كاسهء سرها و در گلو و گردن حق‌ناشناسان رخنه كرد و رگ و پى آنان را از هم دريد . - دوست من ! او و شمشير و اسبش « 1 » - در ديدهء كسى كه خواهد بينديشد - . - همچون خورشيد بود - سواره بر سپهر گردون - كه ماه به دست - در جستجوى آنجاها كه ماه فرود مىآيد - مىچرخيد . - يا بگو در پى كاسه‌هاى سر دشمنان و گلو و گردن ايشان لشكر پيرامون گوشه‌اى از آن همه زيبايىاش را گرفتند به‌گونه‌اى كه دلهاشان در جوش و شور به ديگ مىمانست . - نوادهء پيامبر گروه‌ها را از هم مىپاشد ، سپاه را با همهء زير و بم آن درهم مىكوبد و خرد مىكند . - با نون نيزه يكى را چنان مىزند كه چشمانش گشاد مىشود ؛ و به گونه‌اى با شين شمشير بر تارك ديگرى ضربه مىزند كه زخمى با لبهاى فروهشته پديد مىآورد . - پس طعنه او از كلّه‌هايى كه به‌نيزه بر زمين مىافكند ، نقطه مىسازد و كينهء دشمن را برمىانگيزاند ، و ضرب دستش همراه با الف قامتهايى كه فرو مىافكند شادمانى دوستان
هامش
( 1 ) . استاد علاء الدين شفهينى اين لايهء زيبا و شگرف را - به‌گونه‌اى گسترده و رساتر - پيش از ابن عرندس در سخن خود گنجانده است . رك : الغدير ( متن عربى چ 2 ) : 6 / 362 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 7 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى