از آن بهرهمند توانند شد « 1 » .
پس از آنكه از يكسوى روشن شد ذرّيّه آدمى بىچون و چرا و در همهجا فرزندان او بشمارند و از سوى ديگر ديديم كه دخترزادگان هم در جرگهء زادگان درمىآيند ، پس سزاوار نيست زادگان را داراى دستورهايى جدا از فرزندان بينگاريم و هيچكس را نرسد بر آن باشد كه پسران دختر مرد ، فرزندان بيگانگان بوده و براستى از جرگهء فرزندان خودش بيرون باشند . زيرا ديديم اينان نيز ذرّيّهء اويند كه خداوند آنان را از اولاد وى شمرده است .
1 - گواه ما - در بازنمايى زبان قرآن و بر آنكه براستى پسران يك زن ، پسران پدرش نيز هستند - سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است : جبرئيل مرا آگاهى داد كه اين پسرم - حسين را - كشته مىشود . و در گزارشى ديگر : البتّه امّت من اين فرزندم را خواهند كشت « 2 » .
2 - و نيز سخن وى : اين فرزند من در گوشهاى از سرزمين عراق كشته مىشود « 3 » .
3 - و سخن وى به دخترزادهاش حسن : اين فرزند من سرور است « 4 » .
4 - و سخن وى به على : تو برادر منى و پدر فرزندانم « 5 » .
5 - و سخن وى : براستى جبرئيل مرا آگاه ساخت كه البتّه خداوند بزرگ و گرامى هفتاد هزاركس را به خونخواهى يحيى پسر زكريّا كشت و به خونخواهى فرزندت حسين نيز هفتاد هزاركس را خواهد كشت « 6 » .
6 - و سخن وى : مهدى از فرزندان من است و چهرهاش همچون ستاره مىدرخشد « 7 » .
7 - و سخن وى : اين دو - حسن و حسين - پسران مناند ، هركه دوستشان دارد ، مرا
هامش
( 1 ) . تفسير ابن كثير : 2 / 155 .
( 2 ) . طبقات ابن سعد ؛ مستدرك حاكم : 3 / 177 ؛ اعلام النبوة ماوردى 83 ؛ ذخائر العقبى 148 ؛ الصواعق 115 .
( 3 ) . دلائل النبوة : 3 / 202 ؛ ذخائر العقبى 146 .
( 4 ) . المستدرك : 3 / 175 ؛ اعلام النبوة 83 ؛ تفسير ابن كثير : 3 / 155 .
( 5 ) . ذخائر العقبى 66 .
( 6 ) . همان : 150 .
( 7 ) . همان 136 .