دوست داشته است « 1 » .
8 - و سخن وى به فاطمهء صدّيقه : پسرم را براى من بخوان « 2 » .
9 - و سخن وى به انس : پسرم را براى من بخوان « 3 » .
10 - و سخن وى : پسرم را بخوانيد - كه حسن پسر على بيامد - « 4 » .
11 - و سخن وى : خداوندا ! اين - حسن - فرزند من است ، من دوستش مىدارم تو نيز او را دوست بدار و آنكه را دوستش دارد ، دوست بدار « 5 » .
12 - و سخن وى به على : پسرم را چه نام نهادى ؟ پاسخ داد : من در اين كار بر تو پيشى نمىگيرم ، گفت : من نيز بر پروردگارم پيشى نمىگيرم . پس جبرائيل فرود آمد و گفت : اى محمّد براستى پروردگارت ترا درود مىرساند و مىگويد كه على در كنار تو همچون هارون است در كنار موسى - جز اينكه پس از تو پيامبرى نيست - پس نام پسر هارون را بر اين فرزندت بگذار « 6 » .
13 - و سخن وى : پسرم را بياريد ببينم چه نامى بر وى نهادهايد - اين را در هنگام زاده شدن حسن گفت و سپس در زاده شدن حسين و همچنين در زاده شدن محسن پسر على - « 7 »
14 - و سخن وى در هنگامى كه حسن و حسين گم شده بودند : دو پسرم را بجوييد « 8 » .
15 - و سخن وى دربارهء حسن و حسين : از همهء گيتى ، اين دو پسرم دو گل خوشبوى مناند « 9 » .
16 - و سخن وى : پسرم از نزد من رفت . « 10 »
هامش
( 1 ) . مستدرك : 3 / 166 ؛ تاريخ ابن عساكر : 4 / 204 ؛ كنز العمال : 6 / 221 .
( 2 ) . تاريخ ابن عساكر : 4 / 316 .
( 3 ) . تاريخ ابن كثير : 8 / 205 .
( 4 ) . ذخائر العقبى : 122 .
( 5 ) . تاريخ ابن عساكر : 4 / 203 .
( 6 ) . ذخائر العقبى : 120 .
( 7 ) . المستدرك : 3 / 180 ؛ كنز العمال : 7 / 108 و 107 .
( 8 ) . كنز العمال : 7 / 108 .
( 9 ) . الصواعق 114 ؛ كنز العمّال : 7 / 109 و 6 / 220 .
( 10 ) . اين گزارش را احمد آورده است و بغوى و طبرانى و حاكم و بيهقى و سعيد پسر منصور ، نيز ابن عساكر در تاريخ خود : 4 / 317 و ابن كثير در تاريخ خود : 8 / 36 . و نيز برگرديد به كنز العمال : 7 / 109 و 6 / 222 .