و به همينگونه خداى پاك ؛ دخترزادگان نوح را ذريّه او ناميده و ذرّيه را جز براى فرزندان مرد نمىتوان بهكار برد « 1 » و خداى پاك مىگويد : و از ذرّيهء او داود است و سليمان - تا آنجا كه گويد - و يحيى و عيسى « 2 » كه عيسى را از ذريّهء نوح شمرده ، با آنكه وى پسر دخترش مريم است .
رازى مىنويسد : اين آيه - بگو بياييد . . . نشان مىدهد كه حسن و حسين عليهما السّلام دو پسر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هستند - زيرا در اينجا گفته است كه پسرانش را بخواند و آنگاه حسن و حسين را خوانده ، پس بايد - آندو - پسر او باشند و آنچه اين برداشت را استوار مىنمايد ، سخن خداوند عزّ و جلّ است در سورهء انعام : « و از فرزندان او داود است و سليمان » تا آنجا كه گويد : « و زكريّا و يحيى و عيسى ، كه مىدانيم پيوند عيسى با ابراهيم عليه السّلام تنها از راه مادر بود نه پدر و از اينجا روشن مىشود كه پسر دختر را هم مىتوان پسر ناميد » - و خدا داناتر است - « 3 » .
و قرطبى مىنويسد : از اين فراز ( بگو بياييد . . . ) بايد پى برد كه پسران دختر آدمى هم پسران او ناميده مىشوند « 4 » . و مىنويسد : اينكه عيسى از ذريّه و فرزندان ابراهيم بهشمار آمده ( با اينكه پسر دختر وى بوده ) مىرساند كه فرزندان فاطمه عليها السّلام فرزندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هستند و همين فراز را كسانى دستافزار گردانيدهاند كه برآنند فرزندان دختران مرد را مىتوان در جرگهء فرزندان وى ناميد « 5 » . ابو حنيفه و شافعى گويند : اگر كسى چيزى را بر فرزندانش و بر فرزندان فرزندانش وقف كند ، همهء كسانى كه فرزند پسر يا فرزند دختر وى باشند ، مىتوانند از اين كار وى بهرهمند شوند به همينگونه اگر كسى براى پس از مرگ خود سفارشى بهسود نزديكانش كند ، فرزندان دختر وى را نيز دربرمىگيرد و از ديدگاه ابو حنيفه ، آدمى با هركس چنان خويشاوندى در بنياد تبارش داشته باشد كه نتواند با وى زناشويى كند از نزديكان وى شمرده مىشود .
هامش
( 1 ) . القاموس : 2 / 34 .
( 2 ) . انعام 6 / 85 و 84 .
( 3 ) . تفسير رازى : 2 / 488 .
( 4 ) . تفسير قرطبى : 4 / 104 .
( 5 ) . همان : 7 / 31 .