تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
وقف كند ، تنها كسانى بايد از آن بهره‌مند شوند كه يا - بىهيچ ميانجى - فرزند خودش باشند يا فرزند پسرانش ، و اين با دستاويز سخن آن سراينده كه گفته : - فرزندان ما فرزندان پسران مايند ولى فرزندان دختران ما فرزندان مردان بيگانه‌اند « 1 » و بغدادى مىنويسد : اين فراز سروده با همهء آوازه‌اى كه در نگاشته‌هاى نويسندگان زبان و جز ايشان دارد ، گوينده‌اش شناخته نيست « 2 » و عينى گفته : نگارندگان دستور زبان اين فراز سروده را گواه آن آورده‌اند كه مىتوان گزاره را پيش از نهاد آورد ، دانشورانى هم كه به بررسى در بهرهء كسان از ارث‌ها مىپردازند ، آن را گواه گرفته‌اند هم بر اينكه پسران پسران بايد بهره‌اى داشته باشند و هم بر اينكه پيوند مردمان به پدران است ؛ به‌همين گونه فقه‌دانان در بخش « سفارش به‌سود فرزندان براى پس از مرگ خود » از آن سود جسته‌اند و دانشمندان معانى و بيان در زمينهء همانندكردن دوچيز . با اين همه نديدم كه كسى از ايشان ، گويندهء آن را شناسانده باشد . و باز گويد : در شرح كرمانى بر شواهد شرح كافيه از خبيصى « 3 » ديدم كه مىنويسد : گويندهء اين فراز سروده ابو فراس همام فرزدق پسر غالب است ، « 4 » آنكه زندگينامهء او را آورده و خداوند از لايهء راستين كارها آگاه‌تر است . پاك خدايا ! چه‌انگيزه‌اى اينان را چنان گستاخ كرده كه براى به دركردن تبار خداوند از فرزندى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين برداشت سياستمدارانه را در كيش خدا بگنجانند ؟ يكى نپرسيده كه گفتار يك سراينده چه ارزشى دارد ، آن هم در برابر سخن خداى تعالى : بگو بياييد تا بخوانيم فرزندان ما و فرزندان شما و زنان ما و زنان شما را « 5 » و اين گفتار - آشكارا و به روشنى - مىنمايد كه دو دختر زادهء پيامبر - حسن و حسين عليهما السّلام - دو پسر پاك‌ترين پيامبرانند .
هامش
( 1 ) . تفسير ابن كثير : 2 / 155 . ( 2 ) . خزانة الادب : 1 / 300 . ( 3 ) . شمس الدّين ابو بكر خبيصى كه تفسير خود را المرشح نام نهاده است . ( 4 ) . نگارندهء جامع الشّواهد 91 از نگاشتهء خود ، آن را از عمر دانسته و گويد : اين از سروده‌هاى عمر بن خطاب است و اين سخن با رنگى از سياست كه در سروده به‌چشم مىخورد ، سازگارتر است . ( 5 ) . آل عمران 3 / 61 .