كاخ مىماند و به شتران زردموى « 1 » و هرگز با هيچ بها از آن نرهند كه آتش دوزخ بر آنان دامن مىكشد و سروچهره و اندام را يكسره مىسوزاند « 2 » همان روز كه آنان را به رو در آتش كشند كه هان ! اكنون شكنجهء دوزخ را بچشد « 3 » و چه مىدانى دوزخ چيست ! شرار آن هيچچيز را بر جا نمىگذارد و رها نمىكند ، بر آدميان روى مىنمايد و نوزده تن كارگزار آنند « 4 » . گويند چه چيز شما را به دوزخ درافكند ؟ پاسخ دهند ما از نمازگزاران نبوديم و مستمندان را خوراك نداريم و كسانى را كه با بيهودگى بهسر مىبردند ، همراهى كرديم « 5 » و براستى درخت زقّوم دوزخ خوراك گنهكاران است كه در شكمهاشان چون مس در آتش گداخته مىجوشد ، آنسان كه آب - بر روى آتش - جوشان است « 6 » .
و باز اگر بينديشى در سخن رمزآميز خداوندگار سبحان در آنجا كه سستىكنندگان در رهسپار شدن بهسوى نبرد در راه خدا در گرماى تابستان را مىهراساند ، مىگويد : بگو آتش دوزخ داغتر است اگر بينديشند « 7 » و آنجا كه خورندگان داراييهاى پدر مردگان را بيم مىدهد و گويد : جز اين نيست كه آتش در شكمهاشان فرو مىبرند و زود است كه به دوزخ و در آتش سوزان درافتند « 8 » و بسيارى مانندههاى اين سخنان جاى دودلى نمىگذارد كه همهء گروهها در برابر آن يكساناند . بلكه روى سخن در اين گفتارها بهسوى مسلمانان يا همان امّت مرحومه است كه خداوند آنان را پيراسته گرداند . پس اگر آنان را با بيم دادن از انجام گناه باز دارد سزاوارتر است تا گروههاى از ميان رفتهاى را كه سرانجام بدنافرمانى كه همه در گرو كارهاى خويش رفتهاند - خداوند با اين سخنان خواهد مهربانى خود را به مسلمانان هرچه رساتر نمايد و پرورش آنان را از نيكويى بيشترى برخوردار سازد . زيرا اين فرازها شايستهء مردان را به گريه مىافكند و دل پرهيزكاران را به درد مىآرد و سرشك از ديدهء دوستان خدا روان مىدارد و سرور آنان امير المؤمنين را به
هامش
( 1 ) . مرسلات 77 / 33 و 32 .
( 2 ) . معارج 70 / 16 و 15 .
( 3 ) . قمر 54 / 48 .
( 4 ) . مدّثر 74 / 30 - 27 .
( 5 ) . مدّثر 74 / 45 - 42 .
( 6 ) . دخان 44 / 46 - 43 .
( 7 ) . توبه 9 / 81 .
( 8 ) . نساء 4 / 10 .