و گزارشهاى نكوهيده را از زبان كسانى كه آوازهاى دارند ، بازگو مىكند و روا نيست كه حديث وى را پشتوانه گيريم ، دار قطنى هم او را نكوهيده شمرده است « 1 » .
دربارهء عبد الرحمن نيز بشنويد كه يحيى بن معين گفت : كسى به اين نام نمىشناسم ؛ و چون ابراهيم بن جنيد اين حديث بر وى خواند يحيى گفت : عبد الرحمن را نمىشناسم و حديث را ناشناخته و نكوهيده شمرد « 2 » .
و اينها بود تا در سدهء هشتم حريفش بيامد و در كتاب خود داستانى ساختگى جاى داد در برترى سرور ما امير المؤمنين و ابو بكر و فضيلت ابو بكر را از زبان على عليه السّلام شمرد .
به اينگونه : ابو هريره گفت : ابو بكر صديق و على بن ابى طالب عليه السّلام روزى به خانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شدند . على عليه السّلام گفت : تو پيش بيفت و نخستين كس باش كه در را مىكوبد ، در اينباره نيز پافشارى كرد ولى ابو بكر گفت : على ! تو پيش بيفت ، على گفت : من بر مردى پيش نمىافتم كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم دربارهء او مىفرمود : بهترين زنان ( - فاطمه ) را به بهترين مردان دادم تا پايان داستان كه در آن ، شش برترى و برجستگى براى ابو بكر شمرده ، آن هم به زبان على و به همينگونه از زبان ابو بكر براى على « 3 » كه هيچ فرازى از آن را سيوطى در حديثهاى ابو بكر نياورده با آنكه زور مىزده هرچه بيشتر مىتواند بر شمارهء اين حديثها بيفزايد و چشمپوشى او از اين داستان ، انگيزهاى نداشته جز همينكه دروغ بودن آن بسيار نمايان است و شيوهء سخنپردازىاش زشت ، و نشانههاى ساختگى بودن از پوستهء برونى و لايهء درونىاش روشن ، و چنانچه در فرازهاى آن مىبينى كسى آمده است و آشكارا و پياپى سخنانى بىانديشه بر زبان رانده . آرى ، هر يك از حديثتراشان در گزارش بافى شيوهاى دارند و هركدام را راه و روشى ويژه است و كارشان به يكسان نيست !
بررسى حديث سوم
كه ناپسند بودن آن نيز هويدا است و همانند حديثى است كه از زبان عمر آورديم « 4 » و
هامش
( 1 ) . رك : تهذيب التّهذيب : 4 / 200 .
( 2 ) . رك : لسان الميزان : 3 / 448 .
( 3 ) . رك : الروض الفائق 388 .
( 4 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 162 .