تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
پيروى نبايد دانست ؛ ديگران گفته‌اند : گزارش‌هايى را كه تنها او آورده بايد رها كرد « 1 » . ابن جوزى هم در الموضوعات حديث ياد شده را با همين دو سند آورده و گفته : « اين حديث را درست نيست كه از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بدانيم زيرا يك ميانجى سند نخستين زكريا بن يحيى است كه از دروغپردازان بوده و به گفتهء ابن عدى از پيش خود حديث مىساخته ، و در سند دوم نيز عبد اللّه بن واقد است كه احمد و يحيى گفته‌اند سخن وى ارزش ندارد و نسائى گويد : وى از كسانى است كه به دروغگويى شناخته شده و حديث وى ؛ هم با بنيادهاى شناخته شده ناساز است و هم جز از راه او دريافت نشده است و ابن حبّان گفته : بر شيرازهء دفترهايش داغ ننگ چسبانيدم ، پس بيهوده است كه كسى گزارش وى را پشتوانهء خود گرداند » . سند سوم از ابو العبّاس زوزنى است در شجرة العقل و با اين پرداخت : عمر ! اگر من برانگيخته نمىشدم ، تو برانگيخته مىشدى ، از ميانجيان اين سند نيز : 1 - عبد اللّه بن واقد است كه سخن دربارهء وى را در بررسى سند دوم آورديم . 2 - راشد بن سعد بن حمصى ، چنان كه حاكم يادآورى كرده ، دار قطنى او را نكوهيده مىشمرده ؛ و به همين‌گونه ابن حزم نيز او را نكوهيده مىشناخته و به‌گفتهء بخارى وى در نبرد صفّين از همراهان معاويه بوده « 2 » پس به يارى گفته‌اى آشكار از بزرگ‌ترين پيامبران ، وى را از گروه بيدادگران مىدانيم ، و چنانچه در كشف الخفاء آمده است ، صغانى اين گزارش را از اين راه ياد كرده و گفته : ساختگى است « 3 » . سند چهارم از ديلمى است كه به ابو هريره مىرسد و با اين پرداخت : اگر من در ميان شما برانگيخته نمىشدم ، البته عمر برانگيخته مىشد . خداوند عمر را با دو فرشته يارى كرده كه او را پيروز گردانيده و در راه راست استوار مىدارند و چون بلغزد روى او را برمىگرانند تا به راه راست آرند . يكى از ميانجيان اين سند ، ابو صالح اسحاق بن نجيح ملطى ازدى است كه به‌گفتهء
هامش
( 1 ) . رك : اللئالى المصنوعة : 1 / 302 ؛ ميزان الاعتدال : 3 / 172 . ( 2 ) . رك : تهذيب التّهذيب : 3 / 226 . ( 3 ) . رك : كشف الخفاء : 2 / 16 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 164 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى