تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
احمد از دروغپردازترين مردم است و ابن معين گفته او دروغپرداز و دشمن خدا و مردى بدكنش و پليد است . گروهى در بغداد بودند كه حديث‌بافى مىكردند و اسحاق ملطى از آنان است . ابن ابى مريم نيز دربارهء او گفته : از كسانى است كه در دروغپردازى و حديث‌سازى آوازه‌اى بلند دارند ، على بن مدينى گفته است : ارجى به او نبايد نهاد و نكوهيده است و گزارش‌هايى شگفت‌انگيز بازگو كرده . و عمر بن على گفته : دروغپرداز بوده و حديث‌سازى مىكرده ؛ و جوزقانى گفته : نه كسى است كه به‌گزارش او پشتگرمى توان داشت و نه در نگهدارى گزارش‌ها درستكارى را پيشه گردانيده و هم گفته : او دروغپرداز و حديث‌ساز است كه پذيرفتن گزارش وى روا نيست و نشايد حديث او را پشتوانه گرفت و بايد كار او را روشن ساخت . جهضمى و بخارى نيز گفته‌اند : گزارش وى نكوهيده است ؛ و نسايى گفته : دروغپرداز و از كسانى است كه به‌دروغگويى شناخته گرديده و حديث وى ؛ هم با بنيادهاى شناخته شده ناساز است و هم جز از راه او دريافت نشده و اخبار وى را رها كرده‌اند ؛ و ابن عدى گفته : گزارش‌هاى وى سخنانى ساختگى است كه از خودش درآورده و انبوه آنچه را بازگو كرده است به ابن جريج بسته و هر گزارش نكوهيده‌اى را به دروغ از زبان وى آورده ، پايگاهش در ميان نكوهيدگان روشن است و او از آنان بوده كه حديث مىساخته‌اند و ابن حبّان گفته : دجّالى از دجّالها است كه آشكارا حديث بافى مىكرده ؛ برقى گفته : او را دروغگو مىشمارند و ابو سعيد نقّاش گفته : در حديث‌سازى آوازه‌اى بلند دارد و گفته : ابن طاهر گفته كه او دجّال و دروغپرداز است و ابن جوزى گفته : همه همداستانند كه او حديث باقى مىكرده است « 1 » . ديلمى پس از آنكه حديث را با سند يادشده آورده ، گويد : راشد بن سعد نيز مقدام بن معديكرب و از ابو بكر صديق همين حديث را آورده‌اند - و خدا داناتر است - . امينى گويد : در بررسى سند سوم ، نكوهيدگى راشد را دانستى و صغانى اين گزارش او را ساختگى شمرده ، چنانچه عجلونى نيز داورى او را به‌زبان آورده و اين گزارش را همچون درم ناسره شمرده است « 2 » به همين گونه خود سيوطى آن را از گزارش‌هاى
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 218 . ( 2 ) . كشف الخفاء : 2 / 163 و 154 .