خليفه در روزگار مسلمانى
ولى از ابو بكر در روزگار مسلمانى نيز نه دانش آشكارى سراغ داريم و نه پيشگامى براى نبرد و تلاش در راه خدا و نه نمايى از خوىهاى پسنديده و نه سرسپردگى بهكار خداپرستى و نه استوارى بر يك بنياد گرايشى .
از دانش آشكارش در تفسير قرآن بشنويد كه چيز به دردخورى در اين زمينه از وى نرسيده است . اينك تو و نگارشهايى كه در اين مايه و هم در پيرامون حديثها فراهم آمده كه در ميان آنها چيزى از او نمىبينى كه بتواند تشنگى كسى را فرو بنشاند ، يا پاسخگوى خواهندهاى باشد . آرى ، آوردهاند كه او نيز با دوستش - عمر بن خطّاب - در ندانستن معنى اب « 1 » برابر بود ، با آنكه هرتازى رگ و ريشهدارى - حتّى تازيان چادرنشين - آن را مىدانستند و دور نيست كه مردم پس افتاده نيز آن را بدانند ، زيرا آن هم ، همسنگ ديگر واژههاى تازى است كه تازيان - از شهرنشين و بيابان گرد - هميشه آن را بر زبان مىآوردهاند و واژهء بيگانهاى نيست كه به زبان ايشان راه يافته « 2 » و اگر كسى آن را ندانست باكى بر او نباشد و از واژههايى هم كه بسيار اندك به كار مىرود ، شمرده نشد كه تودهء تازيان كمتر آن را بر زبان آرند و شناخت آن دور از دريافت برخى باشد .
اگر به شگفت مىآيى ، شگرفتر از اين ، بهانهاى است كه كسانى « 3 » تراشيده و گفتهاند :
او در تفسير قرآن به راه احتياط مىرفته و ازاينروى از بازنمودن معنى « اب » پرهيز كرده است . ولى هرخردمندى مىداند جايى بايد احتياط نمود كه بخواهيم آنچه را در درون لايههاى قرآن بزرگوار نهفته است ، باز نماييم و خواست آن را روشن ساخته ، آنچه را سربسته آمده ، آشكار كنيم و آنچه را بر لايهء برونىاش پشت گرم نتوان بود ، بر لايههاى
هامش
( 1 ) . رك : اين واژه در سورهء عبس است همانجا كه خداوند مىفرمايد : پس در زمين دانه و انگور رويانيديم و گياهانى كه هرچه بدروند باز برويد و نيز درخت زيتون و خرما و باغهايى پر از درختان كهن و گونه گونه ميوهها و ( اب - ) علفها و چراگاهها . ( رك به سورهء عبس 80 / 27 - 31 ) .
( 2 ) . اين پندار ابن حجر است در فتح البارى و دستاويز وى هم اينكه دو خليفه آن را در نيافتند ! و ما پاسخ وى را دادهايم . رك : الغدير : ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 100 .
( 3 ) . رك : همچون قرطبى و سيوطى .