آيه كه در سورهء بقره آمده ما را بهناروا بودن بادهگسارى ، راه مىنمايد و نيز نشانههايى بر اين راهنمايى مىآورد « 1 » .
2 - چنانچه در الامتاع مقريزى آمده ، بلاذرى بر آن است كه فرمان پرهيز ؛ چهار سال پس از كوچيدن پيامبر به مدينه بوده ، « 2 » و ابن اسحق گويد كه به سخن درستتر « 3 » اين پيش آمد در سال چهارم و در گير و دار با نضيريان روى داده و هم ابن هشام مىنويسد : در ربيع الاوّل از سال چهارم پيامبر بر سر نضريان فرود آمد و شش شب راهها را بر آنان بست و در همين ميان دستور به ناروا بودن بادهگسارى فرود آمد « 4 » ابن سيّد الناس نيز اين گزارش را ياد كرده است « 5 » .
اين برداشت را نيز گزارش ابن مردويه از زبان جابر يارى مىدهد كه گفت :
بادهگسارى پس از رويداد احد ناروا شناخته شده « 6 » و چون نبرد احد در سال سوم پيش آمد ، واژهء « پس از . . . » را كموبيش مىتوانيم براى همان سال چهارم به كار بريم .
3 - چنانچه در فتح البارى و عمدة القارى آمده است : دمياطى بىچون و چرا بر آن رفته كه دستور به پرهيز از بادهگسارى در سال ششم يعنى همان سالى داده شده كه رويداد حديبيه را به خود ديده است « 7 » .
4 - برداشت ديگر آن است كه اين دستور هشت سال پس از كوچيدن پيامبر به مدينه يا همان سالى رسيده كه مكّه را گشود ، و همان روز كه بزم يادشده در سراى ابو طلحه برپا شد و يك فراز از سورهء مائده فرود آمد كه بادهگساران را از كيفر كارشان هراسانده و پرهيز مىدهد ، تا عمر و كسانى كه با وى در آن بزم بودند ، از نوشانوش بازايستادند و او گفت : دست شستيم ، دست شستيم .
اين برداشت ، را با هيچگونه روشنگرى نمىتوان پشتوانه بخشيد ، زيرا تنها انگيزهاش
هامش
( 1 ) . تفسير رازى : 2 / 229 ، 231 .
( 2 ) . الامتاتع : 193 .
( 3 ) . رك : فتح البارى : 10 / 24 ؛ عمدة القارى : 10 / 82 .
( 4 ) . سيره ابن هشام : 2 / 192 .
( 5 ) . عيون الاثر : 2 / 48 .
( 6 ) . رك : تفسير شوكانى : 2 / 71 .
( 7 ) . فتح البارى : 10 / 24 ؛ عمدة القارى : 10 / 82 .