« بازو ، دو دستور اويند » در آن نيست و يكى از ميانجيان آن احمد بن رجاء بن عبيده است كه بغدادى مىنويسد : نشناخته مانده و نمىدانيم كيست . « 1 »
7 - سند ابن عساكر كه عبد العزيز كتّانى از ميانجيهاى آن است و بر بنياد آنچه در لسان الميزان آمده است ، ذهبى وى را نكوهيده « 2 » و يكى ديگر هم حارث ابن زياد محاربى است كه ذهبى و جز او مىگويند ناشناس است و گزارش وى را شالودهء روشنگرى نمىتوان گرفت . « 3 » برخى از ديگر ميانجيان آن نيز ناشناسند و سرگذشت آنان را در فرهنگ نامهها نمىيابيم .
ابن عساكر اسناد ديگرى هم دارد كه محمّد بن عبد بن عامر از ميانجيهاى آن است و او در حديثسازى آوازهاى بلند دارد . « 4 » و تازه آن را از زبان عصام بن يوسف بازگو مىكند كه در لسان الميزان به نقل گفتهء ابن سعد آمده است : نكوهيده و به داورى ابن حبان لغزش كار است و به گفتهء ابن عدى ، حديثهاى وى را درخور پيروى نيافتهاند . « 5 »
براى آنكه دريابيد سخن فيروزآبادى و عجلونى درست است « 6 » روشن كرديم و با داورى پيشوايان و پاسداران حديث پنبهء صد برترى دروغينى را زديم كه براى ابو بكر و دار و دستهء او ساخته و بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بستهاند . و بههمين گونه ناروا بودن چهل و پنج خبر ساختگى را دربارهء جانشينى پيامبر بازنموديم و همهء اينها را نيز با داورى مردان اين هنر به انجام رسانديم ، همانند ابن عدى ، ابن حبان ، نسايى ، حاكم ، دار قطنى ، عقيلى ، ابن مداينى ، جوزقانى ، محبّ طبرى ، خطيب بغدادى ، ابن جوزى ، ابو زرعه ، ابن عساكر ، فيروزآبادى ، اسحاق حنظلى ، ابن كثير ، ابن قيم ، ذهبى ، ابن تيميه ، ابن ابى الحديد ، ابن حجر هيثمى ، ابن حجر عسقلانى ، حافظ مقدسى ، سيوطى ، صغانى ، ملّا على قارى ، عجلونى ، ابن درويش الحوت و جز آنان . « 7 »
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 4 / 158 .
( 2 ) . لسان الميزان : 4 / 33 .
( 3 ) . همان : 2 / 149 .
( 4 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 259 .
( 5 ) . لسان الميزان : 4 / 168 .
( 6 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 297 - 332 .
( 7 ) . رك : همان : 5 / 333 - 356 .