بايد باشد - و دستهاى كه او را برگزيدند و پس از آن كوفتن و شكستن و آن گير و دار براى او دست فرمانبرى از مردم گرفتند ، پشتوانههاشان مانند همين چيزهايى بود كه نه دستافزارى استوار مىتواند باشد و نه هيچ خردمندى در برابر آن سر فرود مىآرد و نه كار توده با آن به راهى شايسته مىافتد و نه پراكندگى به همداستانى مىانجامد و نه كارى با آن به پايان درست خود نزديك مىشود .
آرى گزارش كردهاند كه ابو بكر در هنگام بگومگو بهسود خويش سخنانى بهيادها آورده است كه راويان همه را رها كردهاند و از آن ميان تنها اين را يادداشت كردهاند كه او نخستين مسلمان است و نخستين نمازگزار . از ابو سعيد خدرى آوردهاند كه ابو بكر گفت :
آيا من سزاوارترين مردم به فرمانروايى نيستم ؟ آيا من نخستين كسى نيستم كه اسلام آورده ؟ آيا من دارندهء چنان برترى نيستم ؟ آيا من دارندهء چنين برترى نيستم ؟ « 1 »
و از ابو نضره آوردهاند كه چون مردم در گردن نهادن به فرمانروايى ابو بكر كندى نمودند ، گفت : كيست كه براى اين كار سزاوارتر از من باشد ؟ آيا من نخستين كسى نيستم كه نماز گزارد ؟ آيا نيستم ؟ آيا نيستم ؟ آيا نيستم ؟ و كارهايى كه همراه با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به انجام رسانده بود ، يادآورى كرد . « 2 »
ما از برترىهاى پندارى وى يا آنچه را بر او بسته و خود در اينجا انداختهاند ، چيزى
هامش
- دوست همراهش گفت : اندوه مخور ، خدا با ما است . . . » كه چون در اين فراز - قرآن - از ابو بكر با نشانى « دوست و همراه پيامبر - صحابه » و نيز « يكى از آن دو تن » يادشده ، همچنين سخن پيامبر خدا به وى كه « اندوه مخور . . . » اين را دستافزارى قرار دادهاند براى سربلندى ابو بكر ، كه - در پاسخ آن - گفتارى دراز بايسته است و اكنون همين اندازه بس است كه بگوييم در بسيارى از جاهاى قرآن مردم بتپرست و بدكنش ، دوست و همراه پيامبران و گروندگان خوانده شدهاند و آيا اين بهتنهايى مىتواند نشانهء گردنفرازى شما باشد ؟ ( نك . سورهء كهف 12 / 41 و 39 ؛ كهف 18 / 37 و 34 ؛ اعراف 7 / 184 ؛ سبأ 34 / 46 ) .
( 1 ) . رك : چنانچه در كنز العمال : 3 / 125 آمده است ، اين خبر را هم ترمذى آورده است و هم بزّاز و ابن حبان و ابو نعيم در المعرفة و ابن مندة در غرائب شعبه و سعيد بن منصور ، همچنين ابن اثير در اسد الغابة :
3 / 209 ، و ابن كثير در تاريخ خود : 3 / 27 آن را ياد كردهاند .
( 2 ) . رك : اين خبر را ابن سعد در الطّبقات الكبرى ( چاپ ليدن ) : 3 / 129 آورده است و چنانچه در كنز العمال :
3 / 126 آمده است ، خيثمهء طرابلسى نيز در فضائل الصّحابه آن را بازگو كرده است .