روشنگرى - نادرست بودن آنها را مىشناسد . « 1 »
و نيز عجلونى در كتاب خود صد زمينه از زمينههاى فقه و جز آن را شمرده و مىنويسد : دراينباره هيچ حديثى به پايگاه درستى نرسيده يا دراينباره هيچ حديث درستى نيست يا سخنانى نزديك به اين دو فراز . « 2 » و همو مىنويسد : برترىهاى ابو بكر صديق از ميان همهء آنچه در اين زمينه ساختهاند ، بلندآوازهتر اين حديث است : خداوند براى مردم بهگونهاى همگانى روى مىنمايد و براى ابو بكر بهگونهاى ويژه تا پايان سخن فيروزآبادى كه آورديم . « 3 »
و سيوطى 30 حديث از بلندآوازهترين آنچه در برترىهاى ابو بكر رسيده ، آورده و آن را ساختگى و همچون درمهاى ناسره و ناروا شناخته و برداشت علماى حديث را دربارهء آنها ياد كرده است . با اينكه در سدههاى نزديك به ما ، نگارندگان ، همانها را از حديثهايى پنداشتهاند كه در درستانگارى آنها هيچكس سر ناسازگارى ندارد و بىپروا و بىيادى از اسناد چنان آن را نقل كردهاند كه گويا همگان راستى آن را پذيرفتهاند . « 4 »
البتّه بر سيوطى نيز كه نرم و نيكو در پى اين گروه راه مىسپرده است گران و دشوار مىآمده كه از ميان اين سى حديث يكى را هم درست نشمارد ! و هم او اين سخن را كه به پيامبر بستهاند ، گزارش كرده : مرا كه به آسمانها بالا بردند بر هيچ آسمانى نگذشتم مگر يافتم كه در آن نوشته بودند محمّد پيامبر است و ابو بكر جانشين من . سپس به داورى نشسته و آن را ساختگى مىشمارد ، چرا كه در « سلسلهء نقل آن عبد اللّه حديث ساز پسر ابراهيم غفارى « 5 » هست كه استاد وى عبد الرّحمن بن زيد را نيز همگان نكوهيدهاند . « 6 »
با همهء اينها سرانجام مىنويسد :
هامش
( 1 ) . اين فيروزآبادى - كه ديديد گزارشهاى ديگر را در برترى ابو بكر نمىپذيرد - گذشته از سنّى و شافعى بودن ، خود را از نبيرههاى ابو بكر مىشمرده و صديقى مىخوانده . ( نك . به الكنى و الالقاب : 3 / 30 و به پيشگفتار نصر هوريتى بر القاموس : 1 / 6 ) .
( 2 ) . كشف الخفاء 424 - 419 .
( 3 ) . كشف الخفاء 419 .
( 4 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 302 - 186 .
( 5 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 303 .
( 6 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 296 .