گفته : درست نيست و ابن حبّان نيز گفته است : با سخن سرى پسر عاصم نشايد بهگفتگو پرداخت . « 1 »
سرى ، پسر عاصم ، نقلكننده اين حديث يكى از دروغگويان است كه سرگذشت وى گذشت . « 2 » و دار قطنى سند ديگرى هم دارد كه عمر بن اسماعيل بن مجالد - يكى از دروغگويان « 3 » - از ميانجيهاى آن است و سيوطى اين سند را ياد كرده است : درست نيست و گزند آن زير سر اين عمر دروغگو است . « 4 »
5 - اسناد ديلمى در مسند الفردوس كه گذشته از مردان ناشناختهاى كه درآنند ، يكى از ميانجيان آن ابو الخير عبد المنعم بن بشير و همان دروغپرداز حديثساز است كه دويست حديث دروغ گزارش كرده است « 5 » و ديگرى عبد الرّحمن بن زيد اسلم كه چنانچه گذشت ، هيچكس را در نكوهيدگى وى جاى چون و چرا نيست .
6 - اسناد ختلى در ديباج ، از نصر بن حريش « 6 » ، از ابو سهل مسلم خراسانى ، از عبد اللّه بن اسماعيل ، از حسن بصرى آورده است كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : بر طرف عرش جهان نگاشته شده كه خدايى جز خداى يكتا نيست ، انباز ندارد ، محمّد فرستاده خدا است و ابو بكر صديق و عمر كه ميان نيك و بد جدايى مىنهد ، هردو دستور اويند .
چنانچه در تاريخ بغداد آمده است ، دار قطنى مىگويد : اين سلسلهء سند سست است و درستى آن را روشن نمىكند ، زيرا ابو سهل و نصر بن حريش نكوهيدهاند « 7 » همچنين لسان الميزان حديثهاى عبد اللّه بن اسماعيل را ناشايست شمرده و چيزى از حديث وى را پيروى نكردهاند و تازه پس از اينها يكى از ميانجيهاى گزارش حديث ياد نشده است ، زيرا كه حسن بصرى خود نمىتواند چيزى از رسول خدا شنيده و گزارش كرده باشد ، چون او را نديده است « 8 » ، خطيب بغدادى نيز سندى براى همين گزارش دارد كه واژههاى
هامش
( 1 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 297 .
( 2 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 241 .
( 3 ) . همان : 5 / 246 .
( 4 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 309 .
( 5 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 241 .
( 6 ) . در اللئالى جريش آمده و درست همان است كه ما نوشتيم .
( 7 ) . تاريخ بغداد : 3 / 286 .
( 8 ) . لسان الميزان : 3 / 260 .