18 - ابو الفضل ميدانى ( م 518 ) مىنويسد : و امير المؤمنين على عليه السّلام خطبهاى دارد كه شقشقيّه ناميده شده ؛ زيرا ابن عبّاس چون على سخنش را بريد به وى گفت : اى امير المؤمنين ! چه شود دنبالهء سخن را از همانجا كه رساندى ، بگيرى . گفت : ابن عبّاس ! چنين كارى دور است ، شقشقيهاى بود كه بانگى چند كرد و بهجاى خويش برگشته ، آرام گرفت « 1 » .
19 - ابو محمّد عبد اللّه بن احمد بغدادى ، مشهور به ابن خشّاب ( م 567 ) ، و ابو الخير مصدّق واسطى نحوى اين خطبه را بر وى خوانده و پس از اين ، گفتار او را دراينباره مىآوريم .
20 - ابو الحسن قطب الدّين راوندى ( م 573 ) در شرح نهج البلاغة اين سخنرانى را از طريق ابن مردويه و طبرانى آورده و مىنويسد : مىگويم : اين سخنرانى را در دو جا نوشته يافتم كه روزگارى چند پيش از زاده شدن رضى نگارش داده بودند ، يكى در پيوستهاى كتاب الانصاف از ابو جعفر ابن قبّه شاگرد ابو القاسم كعبى از علماى معتزله كه پيش از زاده شدن رضى در گذشته و ديگرى در دستنوشتهاى كه ابو الحسن على بن محمّد بن فرات وزير المقتدر باللّه عبّاسى ، شصت و اند سال پيش از زاده شدن رضى ، چيزى بر آن نگاشته بود و گمانى نيرومند دارم كه آن دستنوشته ، روزگارى چند پيش از آنكه ابن فرات پاى بهجهان نهد ، نگارش يافته بود .
21 - ابو منصور طبرسى يكى از استادان ابن شهرآشوب ، ( م 588 ) ، در الاحتجاج ، آن را آورده و مىنويسد : گروهى از راويان از طريق گوناگون از ابن عبّاس آوردهاند كه . . . « 2 » .
22 - ابو الخير مصدّق بن شبيب صلحى نحوى ( م 605 ) ، اين خطبه را بر ابو محمّد ابن خشّاب خوانده و گويد : چون آن را بر استادم ابو محمّد ابن خشّاب خواندم و رسيدم به آنجا كه ابن عبّاس گفته : هرگز بر هيچچيز چنان افسوس نخوردم كه بر بريدن و دنبال نكردن على سخن خود را ، ابن خشّاب گفت : اگر من آنجا بودم به ابن عبّاس مىگفتم :
مگر چيزى هم ماند كه عموزادهات در دل نگاه داشته و در اين سخنرانى نياورده باشد ؟ !
هامش
( 1 ) . رك : مجمع البيان 383 .
( 2 ) . رك : الاحتجاج 95 .