و از همهء اينها نيز كه چشم بپوشيم باز چه توانم گفت ؟ آن هم پس از آنكه سرايندهء امروز نيل « 1 » با عربدههاى خود ، آتشهاى رو به خاموشى را دامن مىزند و آن تبهكارىهاى فراموش شده را در برابر ديدگان مىآورد و آن را ستايشى براى پيشينيان پنداشته و پس از گذشتن سدههايى دراز بر آن بزهكارىها بانگ خود را بلند ساخته ، با سرافرازى و شادمانى در چكامهاى كه دربارهء عمر سروده است ، زيرنشانى « عمر و على » گويد :
هامش
- از پيشوا على است كه در زيبايى و نيكويى بىمانند و برتر از آن نمىتوان انگاشت و لايههايى از شيواگرايى و فرازهايى نمايشگر فرزانگى دربردارد و اين نام را از آن روى بر آن نهادهاند كه چون ابن عبّاس به وى گفت : چه شود اگر دنبالهء سخن را از همانجا كه رساندى ، بگيرى ، پاسخ داد :
« ابن عبّاس ! چنين كارى دور است ، شقشقهاى بود كه بانگى چند كرد ، سپس بهجاى خويش برگشت و آرام گرفت ؛ در صفحهء 101 نيز يك فراز از اين سخنرانى را با گواهى به بودن آن از على ، آورده است .
5 ) عبد الفتّاح عبد المقصود در نگارش خود امام علىّ بن ابى طالب 151 و 93 از جلد دوم برگردان فارسى .
6 ) و سليمان قندوزى حنفى در ينابيع المودة بخش 51 ،
7 ) و عمر ابو النصر در زندگانى علىّ بن ابى طالب 216 از برگردان پارسى ،
8 ) توفيق ابو علم در اهل البيت 245 ،
9 ) و عبد اللّه علائلى در الامام الحسين 299 .
10 ) و سليمان كتّانى لبنانى در مشعلى و دژى 145 و 90 از برگردان فارسى .
11 ) و جرج جرداق در الامام على 867 و 486 .
همگان فرازهايى از اين سخنرانى را از زبان على عليه السّلام بازگفتهاند - گذشته از بسيارى كه چون همراه با كار خود در روشنگرى نهج البلاغه به گزارش اين سخنرانى نيز پرداختهاند ، مىتوانند از بازگوگران آن به شمار آيند همچون :
1 ) محىّ الدين خيّاط ( م 1332 ) .
2 ) محمّد محىّ الدّين عبد الحميد استاد دانشگاه ازهر .
3 ) عبد العزيز سيّد الاهل لبنانى .
4 ) محمّد حسن نائل مرصفى استاد دانشگاه قاهره ( م 1353 ) .
5 ) استاد پيشوا محمّد عبده كه ساليانى چند مفتى مصريان بود ( م 1323 ) .
( رك : شرح نهج او : 1 / 38 - 30 كه سخن نگارندهء قاموس را نيز دربارهء اينكه شقشقيه از على عليه السّلام است ، سربسته آورده ) .
6 ) دكتر صبحى صالح استاد دانشگاه لبنان ( نك . شرح النهج 50 - 48 ) .
( 1 ) . رك : محمّد حافظ ابراهيم ( م 1933 ميلادى - 1351 ق ) .