تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
او كه براستى نه براى پسينيان و نه براى پيشينيان چيزى به‌جا نگذارد ! مصدق گفت : وى شوخ بود و من به او گفتم : سرور من ! شايد كه اين خطبه ساختگى بوده و آن را به‌دروغ بر على بسته باشند ! گفت : نه به‌خدا سوگند ، من مىدانم اين گفتار از اوست ، چنان‌كه مىدانم تو مصدّقى . گفت : گفتم : مردم آن را به‌شريف رضى چسبانده‌اند . گفت : نه به خدا ، رضى كجا و اين شيوه و اين گفتار كجا ؟ ! ما سروده‌ها و نوشته‌هاى او را ديده‌ايم و به اين سخنرانى نزديك نيست و در رشتهء آن سازمان نيافته . سپس گفت : به‌خدا من اين سخنرانى را در نگاشته‌هايى ديدم كه دويست سال پيش از پديد آمدن رضى نگارش يافته بود و هم دستنويس‌هايى را ديدم كه همهء آنها را مىشناسم و مىدانم به خامهء كدام يك از دانشمندان و سخن‌پردازانى است كه پيش از زاده شدن ابو احمد نقيب - پدر رضى - مىزيسته‌اند . « 1 » 23 - مجد الدّين ابو السّعادات ابن اثير جزرى ( م 606 ) ، در واژهء شقشق با سخنى كوتاه از آن ياد كرده ، مىنويسد : از همين ريشه است گفتار على در خطبه وى ، آن شقشقه‌اى بود كه بانگى چند كرد ، سپس به‌جاى خويش برگشت و آرام گرفت « 2 » . 24 - ابو المظفر دخترزادهء ابن جوزى ( م 654 ) در تذكره اين سخنرانى را از طريق استادش ابو القاسم نفيس انبارى با سلسلهء وى از ابن عبّاس بازگو كرده و مىنويسد : آن را به‌نام شقشقيّه مىشناسند و پاره‌اى از آن را گرد آرندهء نهج البلاغه آورده و پاره‌اى ديگر را انداخته و من همهء آن را مىآورم ، سپس با جداييهايى در واژه‌ها به يادآورى آن مىپردازد « 3 » . 25 - عزّ الدين ابن ابى الحديد معتزلى ( م 655 ) گويد : بسيارى از فرازهاى اين سخنرانى را در نگاشته‌هاى شيخ ابو القاسم بلخى ديدم و به‌روزگارى دراز پيش از آنكه رضى جامهء هستى بپوشد ، در فرمانروايى المقتدر مىزيست « 4 » و هم بسيارى از آن را در
هامش
( 1 ) . رك : شرح ابن هيثم ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 69 . ( 2 ) . رك : النهاية : 2 / 294 . ( 3 ) . رك : تذكرة 73 . ( 4 ) . رك : شرح النهج : 1 / 69 .