تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
كار توده آگاهى داشته ، پيوسته آن را در پيش ديده دارد و كارهاى ناپسند را از آنان دور مىكند و آنچه را كه شايستهء آنند با برابرى ميانشان بخش مىنمايد ؛ به‌خدا سوگند چنين كسى در ميان ما است . از هوس‌ها پيروى نكنيد و از راه خدا گمراه نشويد كه بيش از اين از درستى دور گرديد . « 1 » و پس از آنكه او عليه السّلام گفت : چون پيامبر خدا به راه خويش رفت ، پس از او مسلمانان در كار با يكديگر به كشمكش برخاستند ؛ به‌خدا سوگند اين انديشه به‌دلم نيز راه نيافته و از مغزم هم نمىگذشت كه تازيان اين كار را پس از محمّد از خاندان او بگردانند و پس از او آن را از من بازدارند ، هيچ‌چيز مرا به شگفت نياورد و رنجيده نساخت مگر شتافتن مردم به سوى ابو بكر و دويدنشان براى اينكه دست فرمانبرى به او دهند . من دست خويش نگاه داشتم و ديدم از كسانى كه پس از او به سرپرستى برخاستند ، من به نشستن در جانشينى محمّد شايسته‌ترين مردمم . « 2 » و پس از آنكه على شبانه بيرون شده ، فاطمه دختر رسول خدا را سوار ستور كرده ، به خانه‌هاى انصار مىبرد و از آنان يارى مىخواست و ايشان مىگفتند : اى دختر رسول خدا ! كار گذشته و ما به اين مرد دست فرمانبرى داده‌ايم ، اگر عموزاده و شوهر تو بر ابو بكر پيشدستى مىكرد و جلوتر از او به‌سراغ ما مىآمد ، با كسى ديگر دست بيعت نمىداديم و على عليه السّلام مىگويد : آيا من رسول خدا را به‌خاك نسپرده ، در خانه‌اش رها كنم و براى كشمكش بر سر فرمانروايى بيرون شوم ؟ و فاطمه گفت : على جز آنچه سزاوار او بود نكرد و آنان كارى كردند كه بازخواست و شمار آن با خدا است . « 3 » و پس از آنكه او عليه السّلام گفت : هان ! به‌خدا سوگند ابو بكر جامهء فرمانروايى را دربركرد ، با آنكه مىدانست من در محور آسياب همچون ستون آهنينى هستم كه همه‌جا را مىگرداند ؛ و رگبارى بس تند از دانش و نيكويى از سوى من سرازير است و بال هيچ
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة : 1 / 12 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 2 / 5 . ( 2 ) . الامامة و السياسة : 1 / 12 . ( 3 ) . الامامة و السياسة : 1 / 12 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 131 و 2 / 5 .