- سرپرست ما درگذشت و شيرمرد روى نهان داشت و كفتارها پيش افتادهاند و با گرسنگى بر سر شير بچگان مىتازند .
- - فرياد برمىدارد و از رسول خدا پناه مىخواهد - : « اى نياى ما ! كجا رفت آن سفارشها كه دربارهء نزديكانت كردى ؟
- اى نياى ما ! چه شود كه اندوهناكانه ديده بگشايى و خاندان تابناكت را بنگرى كه پس از آن ارجمندى و آبرودارى
- از ميهن خويش دربهدر شدهاند ، به آنان زور مىگويند و همه داغدار و گرفتار و سرگردان و خونآلود ،
- پس از آن همه شكوه ، بردهوار بر بالاى اشتران سوارشان كردهاند كه گويى پرستاران يا بنديان رومىاند .
- اين بازماندهء خاندان خداوند و سرور مردمان زمين و زيور همهء خداپرستان است .
- فرزندى است كه از حسين مانده و وارث اوست و سرورى است كه پرستش خدا را در تاريكيها كار خويش شناخته است .
- وى را به بند كشيده و ميان دشمنانى گريان و خندان بيدادگرانه بهسوى شام گسيلش داشتهاند .
- پيامبر كجا است تا دندانهاى دخترزادهاش را بنگرد كه يزيد از سر كينتوزى بر آن چوب مىزند ؟
- آيا اين پليد ، همان دندانهايى را با چوب مىكوبد كه بهترين كس از سر مهر بوسيده بود ؟
- و سپس بىخردانه لاف مسلمانى مىزند ؟ او كه از عاد و ارم هم بدكيشتر است !
- واى بر او از آنگاه كه فاطمه بيايد و آنجا كه تودههاى مردم در روز شمار مىايستند ، آوا به دادخواهى بلند كند .
- بيايد و همهء كسانى كه گرد آمدهاند از شرمندگى سر به زير افكنند و چهرهء زمين از گرد و خاك سياهرنگ شود .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٩٧