تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
- اى نبيرهء پيامبر و اى فرزند درون و برون خانهء خدا ! - سرفرازى تويى ، تو مايه آبروى آنى تو نقطهء دستور و دست خطّ فرزانگيهايى . - روزگار سپيد و درخشانت شاداب و سرسبز است ، گيتى با آن به‌انجام مىرسد و فرجام خوشبختى دين در آن است . - آنگاه كه ترا بينيم نه ظلمت در كار خواهد بود ، نه ظلم . - روز خوش دين فرا مىرسد و سختى به بدكيشان روى مىنمايد . - روى بنما كه راه‌هاى دين و راهبرى ناپديد شده و - به دشوارى و بدى افتاده و درستى نابود گرديده . - اى خاندان طاها و اى كسانى كه مهرورزى به ايشان آبروى من است و آن را از بزرگ‌ترين نيكيها مىشمارم . - اكنون ستايش‌هاى فرخنده را به‌آستان شما آورده‌ام كه از گوهر واژگان بنياد نهاده‌ام ، - باگستردگىاش مشك اندود است و چون خوانده شود با ستايش از شما بوى خوش را مىپراكند و به زمينهء گلزار مىماند . - دلبرى دوشيزه ولى داغدار است كه دست اندوه ؛ آن را بياراسته و گسيل داشته . - آن هم از سر پلّكانهايى كه جز اشك نامى ندارد - - « رجب » اميدوار است كه به دستيارى آن ، فردا به فراخناى بهشت رود و پس از اين رنج‌ها به گنج‌هايى پايان‌ناپذير دست يابد . - اى سروران راستين ! مرا جز شما به كسى اميد نيست . - مهر شما توشهء من است و ستايشگرى از شما دست‌آويز رستگارىام . - ستايش‌هاى مرا چه راج و ارزش ؟ خداى بخشايشگر ؛ ستايشگر شما است و كجا ؟ در سورهء « هل أتى » « 1 » و « نون و القلم » « 2 » . - دور است كه اميدواران از جوانمردىهاى شما بىبهره مانند و پناه‌خواهان ، ناارجمندانه از آستان شما باز گردند .
هامش
( 1 ) . انسان 76 / 1 . ( 2 ) . قلم 68 / 1 .