تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
- بانوان را به پشتگرمى چه كس رها كرده‌اى ؟ ما را به كه سپرده‌اى ؟ كيست كه بر پردگيانت دل بسوزاند ؟ - اين سكينه است كه سكينهء خود را از كف داده و اين فاطمه است كه با ديدهء خونين بر تو مىگريد . - خواهد كه با اشك روان بر او بوسه زند - و دخترزادهء پيامبر از رنج مرگ به او نمىپردازد - - جلوى خون را مىگيرد و خواهد ناوك تيرى را كه در پيكر او شكسته شده ، بيرون كشد و نمىتواند . - از شوريدگى ، او را به‌خويشتن مىچسباند ، مىبوسد و گلوى خونين وى سينه‌اش را رنگين مىسازد . - سهمناكى گرفتارى و سوخته دلىاش - با آن اندوه جدايىناپذير و سپرى نشدنى - بر آن مىداردش كه بگويد : - برادرم ! تو فروغى بودى كه از آن پرتو مىگرفتيم . چه شد كه فروغ هدايت ما در تاريكى روى نهفت ؟ - برادرم ! تو پناهگاهى براى بيوه زنان بودى اى پناهگاه پدر مردگان و درياى بخشندگى و بزرگوارى ! - اى سرپرست من ! آيا مىبينى كه پس از تو پدر مردگان گرفتار درد و نزارى و بيمارىاند ؟ - اى يگانه كس من ! اى فرزند مادرم ! اى حسين ! دشمنان به خواسته‌ها و آرزوهاشان رسيدند ، - دلهاشان كه از كينه مىجوشيد ، خنك شد ، و آنچه را در درون پنهان مىداشتند آشكار كردند ، - دلسوز ما كجا است ؟ برادر كه از ما جدايى گزيد ، همراهان بيدادگرى مىنمايند و روزگار در پريشان‌كردن ما به يكدندگى افتاده است .