- آيا « برسى » از لغزشهايش بهراسد ؟ يا اينكه دوستى شما را برتر از نزديكان و خويشان خود مىشمارد ؟
- ارمغانى از درودها بهسوى شما پيوسته باد ! كه بهيارى شما و از دست شما از گرفتارىها رهايى مىيابم .
درود خدا برشما باد ! و تا كى ؟ تا يك جاندار مىجنبد و نرم بادهاى بامداد در وزيدن است .
و هم از اوست كه گويد :
- سوگند به آنكس كه ريختن خونم را روا شناخت و گرفتارى را ويژهء دوستداران گردانيد
- كه اگر در راه او بادهء مرگ بنوشم دل من هرگز به پياله گردانش « نه » نخواهد گفت .
- آنجا مرگ براى من زندگى است . و در راه دوستىاش رسوايىام ميان مردم ، گوارا مىنمايد .
- كيست كه او را از ياد ببرد ؟ از دل خواهند او را فراموش كنند ، هرگز آن نيز به آرزوشان نمىرسند .
- اين آيينى است كه خداوند ميان آفريدگانش نهاده ، دوستدار بايد گرفتار باشد !
و هم از اوست كه گويد :
- اى « حافظ » رازى نهفته را آشكار گردانيدى و فروغى پوشيده و درهم پيچيده را هويدا كردى
- به دستيارى آن بهپايگاهى بلند دست يافتى . پذيرفته و نيكبخت آمدى ، از تو خرسندند و ديگران به تو رشك مىبرند .
- دل خوش دار و تنها زندگى كن ، مرغى آسمانى باش ، كه از آشيان بهدور افتاده ، با تنهاى خو مىكند و به هيچكس نزديك نمىشود .
- با گوشهنشينى و تنهايى چنان كن كه از ياد مردم به روى .
- اگر بهروزى افتادهاى كه ترا مىرانند و نشانهء تير كينهات مىكنند ،
- هيچكس با تو دشمنى نمىورزد مگر پدرش از زنگيان بصره باشد . و از مردم عمان و
الغدير ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٠٠