تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
- آيا « برسى » از لغزش‌هايش بهراسد ؟ يا اينكه دوستى شما را برتر از نزديكان و خويشان خود مىشمارد ؟ - ارمغانى از درودها به‌سوى شما پيوسته باد ! كه به‌يارى شما و از دست شما از گرفتارىها رهايى مىيابم . درود خدا برشما باد ! و تا كى ؟ تا يك جاندار مىجنبد و نرم بادهاى بامداد در وزيدن است . و هم از اوست كه گويد : - سوگند به آن‌كس كه ريختن خونم را روا شناخت و گرفتارى را ويژهء دوستداران گردانيد - كه اگر در راه او بادهء مرگ بنوشم دل من هرگز به پياله گردانش « نه » نخواهد گفت . - آنجا مرگ براى من زندگى است . و در راه دوستىاش رسوايىام ميان مردم ، گوارا مىنمايد . - كيست كه او را از ياد ببرد ؟ از دل خواهند او را فراموش كنند ، هرگز آن نيز به آرزوشان نمىرسند . - اين آيينى است كه خداوند ميان آفريدگانش نهاده ، دوستدار بايد گرفتار باشد ! و هم از اوست كه گويد : - اى « حافظ » رازى نهفته را آشكار گردانيدى و فروغى پوشيده و درهم پيچيده را هويدا كردى - به دستيارى آن به‌پايگاهى بلند دست يافتى . پذيرفته و نيكبخت آمدى ، از تو خرسندند و ديگران به تو رشك مىبرند . - دل خوش دار و تنها زندگى كن ، مرغى آسمانى باش ، كه از آشيان به‌دور افتاده ، با تنهاى خو مىكند و به هيچ‌كس نزديك نمىشود . - با گوشه‌نشينى و تنهايى چنان كن كه از ياد مردم به روى . - اگر به‌روزى افتاده‌اى كه ترا مىرانند و نشانهء تير كينه‌ات مىكنند ، - هيچ‌كس با تو دشمنى نمىورزد مگر پدرش از زنگيان بصره باشد . و از مردم عمان و
الغدير ( فارسى ) — صفحة 100 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى