تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
پوشاند ، پريان به سوگنامه‌خوانى مىپردازند . - زمين به‌لرزه درمىآيد و آسمان بر او مىگريد ، و مرغان در هرشامگاه و بامداد در رفت‌وآمدند . - روزگار بر او افسوس مىخورد و از سرسختى گرفتارىاش گريبان چاك مىدهد ، و پلك‌هاى خشك ناشدنىاش اشك مىبارد . - هان مردان ! در اين ستم كه بر تبار محمّد رفت فريادرسى كنيد ! كجا است آنكه از براى خونخواهى آنان به‌كوشش و تلاش برخيزد ؟ - حسين - با پيكرى خونين - برهنه در كربلا افتاده و خاك آن ريگزار همچون جامه‌اى پيكر او را پوشانده است . - خانوادهء او سرگردان و ماتمزده با چهره‌هايى افسرده و نمايان گرفتار آمده‌اند و - دشمنان كينه‌توز - - آنان را بر فراز پالان شتران به‌سوى بدترين آفريدگان رهسپار گردانيده‌اند . - زين العابدين را دربند و زنجير كشيده و هيچ‌كس را دل بر او نمىسوزد . - اين اندوه را هيچ‌چيز از دل ما به در نخواهد برد مگر بويى خوش كه همچون بادى آرام بوزد و مردگان را زندگى بخشد ، - نشانه‌اى از پيامبر و على و مهدى داشته باشد و بيماران گرفتار را درمان كند ، - جارچى او بانگ بردارد كه كجايند كشندگان حسين ؟ آنگاه روزى شادىبخش فرا رسد - و پريان و فرشتگان پيرامون درفشش را بگيرند . و مرگ رو در رو ، آن‌دو نفر را بر دو تنهء درخت مىآويزند - تا پستىشان نمودار شود و اين برپاكردن را ، سرافرازى و گشايشى خواهد بود . - و آن دو و گناه و كين‌توزى در خوارى و زبونى سخت كوشايند . - براى گناهانى كه كردند ، بر آنان نفرين مىفرستيم و آتش همهء لغزش‌ها از گور آنان برمىخيزد . - اى زادهء پيامبر ! شيفتگى پر درد من پايان‌پذير نيست و اندوه در همهء پيكرم جايگير شده