ببخشوده -
- با آنكه از ميان آدميان برخاسته ، به سيه چشم زنان بهشتى مىماند . و قرآن گزارشگر شكوه و زيبايى او است .
- پدر پاكشان جانشين پيامبر است . همان علم هدايت و مشعل آشكار و همان سرور كه بناء عظيم از آن اوست .
- و دوستى وى برنامهاى استوار است كه سوداگر راستيها از آن بهرهها تواند برد .
- سرپرستى است كه مردم در غدير خم دست فرمانبرى به او داده و گردنهاى برافراشتهء خويش را فرود آوردند .
- او همان شير دلاور است كه - در روز پيكار - سر از تن ياغيان جدا مىكند . پيكرشان را درهم مىشكند و خونشان را مىريزد .
- شير خدا و شمشير او و دوستدارى و برادر ستودهترين پيامبران ، احمد ، و جانشين دلسوز اوست .
- براستى به زور بازو و تيغ برّان و خواست او بود كه بدكيشان به سوگنامهخوانى نشستند .
- اى ياور اسلام و اى دروازهء هدايت ! اى شكنندهء بتهايى با گردنهاى برافراشته !
- اى كاش ديده بر حسين مىگشودى كه در كربلا ميان گردنكشان از سراپردههايش پاسدارى مىكند .
- اسبهاى دونده شيهه مىكشند و خودنمايى مىكنند و همراه با جنگيان سختكوش شتابان در دريايى از خون فرو مىروند .
- تيغ و نيزهها چونان آذرخشها نمايان مىشوند ، برق مىزنند و بر كلّهء گردان كوبيده مىشوند .
- درياى بخشش ، مرگ را ميان كينهتوزان در مىافكند تا خود بر روى مىافتد و هيچ پاسدارى نمىماند .
- جانم فداى او كه رگ گردنش بريده شده ، خونين افتاده و خاك بر او نشسته است .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٨٩