تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
ببخشوده - - با آنكه از ميان آدميان برخاسته ، به سيه چشم زنان بهشتى مىماند . و قرآن گزارشگر شكوه و زيبايى او است . - پدر پاكشان جانشين پيامبر است . همان علم هدايت و مشعل آشكار و همان سرور كه بناء عظيم از آن اوست . - و دوستى وى برنامه‌اى استوار است كه سوداگر راستيها از آن بهره‌ها تواند برد . - سرپرستى است كه مردم در غدير خم دست فرمانبرى به او داده و گردنهاى برافراشتهء خويش را فرود آوردند . - او همان شير دلاور است كه - در روز پيكار - سر از تن ياغيان جدا مىكند . پيكرشان را درهم مىشكند و خونشان را مىريزد . - شير خدا و شمشير او و دوستدارى و برادر ستوده‌ترين پيامبران ، احمد ، و جانشين دلسوز اوست . - براستى به زور بازو و تيغ برّان و خواست او بود كه بدكيشان به سوگنامه‌خوانى نشستند . - اى ياور اسلام و اى دروازهء هدايت ! اى شكنندهء بتهايى با گردنهاى برافراشته ! - اى كاش ديده بر حسين مىگشودى كه در كربلا ميان گردنكشان از سراپرده‌هايش پاسدارى مىكند . - اسبهاى دونده شيهه مىكشند و خودنمايى مىكنند و همراه با جنگيان سختكوش شتابان در دريايى از خون فرو مىروند . - تيغ و نيزه‌ها چونان آذرخش‌ها نمايان مىشوند ، برق مىزنند و بر كلّهء گردان كوبيده مىشوند . - درياى بخشش ، مرگ را ميان كينه‌توزان در مىافكند تا خود بر روى مىافتد و هيچ پاسدارى نمىماند . - جانم فداى او كه رگ گردنش بريده شده ، خونين افتاده و خاك بر او نشسته است .