گمان اينكه نوشيدن آن مستى نمىآورد و همينطور ابو سروعة ، و ابو سروعة از اهل بدر بود ، چون كار آنها به مستى كشيد ، خواستند پاك شوند به سبب حدّ ، و حال آنكه مجرد پشيمانى و ندامت بر تقصير در نهى خدا براى آنها كافى بود ، مگر آنكه براى خداى سبحان غضب كردند بر نفس خودشان كه زيادهروى كرده و از حد گذشته بودند . پس خود را براى اقامهء حدّ تسليم كردند ، و امّا تكرار زدن عمر ، فرزندش را ، اين حدّ نيست و فقط او را به عنوان غضب و ادب زده ، و گرنه حد تكرار نمىشود ، پايان لفظ او .
و اگر اين تصور درست باشد ايراد را به عمرو و عمر متوجّه مىكند اگر مىدانستند خودشان را براى حدّ خوردن تسليم كردند بدون هيچ موجب و جهتى ، و براى آنها صرف ندامت كافى بود چنانچه ابن جوزى گمان كرده بود .
و حقيقت اين است كه به ندامت نيز نيازى نداشتند براى آنكه آنها گناهى مرتكب نشدند بعد از اعتقاد به اينكه مستى نمىآورد ، پس توبهاى براى آنها نيست هرچند كه ايمان كامل ناراحت از مثل آن است .
و بنابراين عبد الرحمن و ابو سروعة مالك نفسشان نبودند كه آن را براين درد شديد و زيان زدن دردناك عرضه كردند اگر اين تشريع و بدعت نبوده باشد !
لكن از كجا ابن جوزى اين خواب راست و روياى صادقه را آورد و خواست عمرو و عمر را تبرئه و تطهير كند از آنچه كه مرتكب شدند از گناه با اعتراف و اقرارشان به اين كار به تمام صراحت ، پس انداختن آندو را در پرتگاه اضرار به نفس و ضرر به خود زدن كه شرعا ممنوع است و بدعتگذارى در دين اسلام حرام است و دروغ صريح و روشنى كه آن از گناهان كبيره است .
و ملحق كن به كسى كه اوّل اقامه حد كرد آثار اقامه او را بدون موجبى به رأى و خشمى را كه به خليفه نسبت داده و حد دوّمى ، چه آنها شراب خورده باشند چنانچه به آن اقرار كردند يا نخورده باشند بنا بر آنچه ابن جوزى آن را تحمّل نموده بود و او منفرد و نادر است به اين بيان از ميان پيشوايان حديث و تاريخنگاران ، و اين از بيان آشكار و واضح او روشن است .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 419
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤١٩