تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
آن كفاره اوست . « 1 » 2 - از عباده بن صامت مرفوعا روايت شده است : كسى از شما كه حدّى بخورد پس تعجيل در عقوبت او شده و آن كفاره اوست و گرنه كار او با خداست . و در تعبير ديگرى از او : كسى از شما كه مرتكب كارى شود از آنچه خدا از آن نهى نموده و بر او اقامه حد شود ، پس آن كفاره اوست و كسى كه حدّ از او تأخير افتد و بر او اقامه نشود كار او با خداست ، اگر خواست عذاب كند و اگر خواست بر او ببخشد . و در عبارت سوم از او : كسى كه گناهى مرتكب شود پس عقوبت شود ، آن عقوبت كفّارهء گناه اوست . « 2 » 3 - و شافعى در حديثى مرفوعا نقل كرده : تو نمىدانى شايد حدود نازل شده كه كفاره براى گناهان باشد . 4 - از امير المومنين على عليه السّلام روايت شده است : كسى كه چيزى را از حدود انجام دهد پس بر او اقامه حد شود ، آن حد كفاره اوست . « 3 » 5 - از عبد الرحمن بن ابى ليلى روايت شده است : كه على عليه السّلام بر مردى اقامه حد كرد ، پس مردم شروع به لعن و بدگويى او كردند ، على عليه السّلام فرمود : امّا از اين گناهش سؤال نمىشود . « 4 » 6 - از عبد اللّه بن معقل روايت شده است : على عليه السّلام امر كرد مردى را حدّ بزنند ، پس زننده دو تازيانه بر او زياد زد ، پس على عليه السّلام آن‌دو تازيانه را به جلّاد برگردانيد . « 5 » و اگر خليفه خيال مىكرد كه حدّ عمرو بن عاص به خاطر انجام آن در صحن خانه ، پس مردى او را خبر داد كه اين عادت معمولى اوست در اجراى تمام حدود و از شرايط
هامش
( 1 ) . مسند ، احمد : 5 / 215 و 214 ؛ سنن ، دارمى 2 / 182 ؛ سنن ، بيهقى : 8 / 328 ؛ مشكاة ، خطيب تبريزى 308 . ( 2 ) . صحيح ، بخارى : 10 / 25 ؛ صحيح ، مسلم : 2 / 39 ؛ صحيح ، ترمذى : 1 / 271 ؛ مسند ، ابى داود / 79 ؛ سنن ، ابن ماجه : 2 / 129 ؛ سنن ، بيهقى : 8 / 328 . ( 3 ) . سنن ، بيهقى : 8 / 328 . ( 4 ) . سنن ، بيهقى : 8 / 329 . ( 5 ) . سنن ، بيهقى : 8 / 222 .