تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
9 - موآخذه‌كردن او صهيب را براى لقب و كنيه و نبودن فرزندى براى او ، در حالى كه فرزند داشتن از شرايط لقب و كنيه نيست و اين عبد اللّه بن مسعود است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را به ابو عبد الرحمن ملقب نمود پيش از آنكه فرزندى داشته باشد . « 1 » و اين محمد بن طلحه است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را كنيه ابو القاسم داد و او طفل شيرخوار بود و اين برادر انس بن مالك است كه در جلوى چشمان او پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله او را به ابى عمير مكنّى نمود و كودكى بود كه هنوز بالغ نشده بود و اين خود انس است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را كنيه ابو حمزه داد و حال آنكه حمزه‌اى براى او نبود و اين همسران پيامبر بودند كه همگى جز عايشه كنيه داشتند ، پس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را كنيهء ام عبد اللّه داد و حال آنكه غير از يكى از آنها ديگران فرزندى نداشتند . « 2 »

97 - حد زدن خليفه پسرش را بعد از حد

از عبد اللّه بن عمر روايت شده است : برادرم عبد الرحمن بن عمر شراب خورد و ابو سروعه عقبه بن حارث هم با او همكارى كرد و ما در زمان خلافت عمر بن خطاب در مصر بوديم ، پس هردو مست شدند و چون از مستى درآمدند نزد عمرو بن عاص رفتند و او فرماندار مصر بود و به او گفتند : ما را پاك كن و حدّ بزن چون‌كه ما مست شديم از شرابى كه خورديم . عبد اللّه بن عمر گويد : پس او نفهميد كه آنها پيش عمرو بن عاص آمدند ، گويد : برادرم به من گفت كه مست بود . پس گفتم : داخل خانه شو تا تطهير و پاكت كنم . گفت : به درستى كه خود امير هم شراب خورده ، عبد اللّه گويد : پس گفتم قسم به خدا كه امروز در جلوى چشم مردم سرت را نمىتراشم ، داخل خانه شو تا سرت را بتراشم و آن روز با حد سر را هم مىتراشيدند ، پس با من داخل خانه شد . عبد اللّه گويد : من سر برادرم را با دست خودم تراشيدم ، آنگاه عمرو بن عاص آنها را
هامش
( 1 ) . مستدرك : 3 / 313 . ( 2 ) . ر ك : صحيح ، بخارى و مسلم ؛ سنن ، بيهقى : 9 / 310 ؛ مصابيح السنه : 2 / 149 ؛ زاد المعاد : 1 / 261 ؛ الاستيعاب و اسد الغابه و الاصابة .