تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
شد خورشيد را قصد نمود و يادى در ظاهر از آن نشده است . ابو عبيد گويد : و من اين تفسير دوم را بر اوّل برگزيدم . گويند : و از على عليه السّلام روايت شده كه آن حضرت يادى از ذى القرنين كرده و فرمود : او خويشان خود را به عبادت خداى تعالى دعوت كرد ، دو ضربت بر جلوى سر او زدند و در ميان شما مانند او هست . و ما مىبينيم كه مقصود آن حضرت خودش بود ، يعنى من دعوت به حق مىكنم تا آنكه بر سرم دو ضربت مىزنند كه شهادت من در آن است . يا صاحب دو كوه آن حسن و حسين عليهما السّلام دو نوه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بوده ، و اين از ثعلب روايت شده است . يا صاحب دو شكستگى جلوى سر مباركش ، يكى از عمرو بن عبدود در روز خندق و دوّمى از ابن ملجم لعنة اللّه عليه است و ابو عبيد گويد : و اين صحيح‌ترين چيزى است كه گفته‌اند . « 1 » و بعد مخفى ماندن آنچه در قرآن و سنت است بر خليفه ، نمىتواند او را به جهل و نادانى مواخذه كرد از شعر شعراى جاهليت ، حال آنكه ذو القرنين در شعر امرء و القيس و اوس بن حجر و طرفة بن عبد ياد شده است . از اعشى بن ثعلبه :
و الصعب ذو القرنين امسى ثاويا * بالحنو في جدث هناك مقيم
از ربيع بن ضبيع :
و الصّعب ذو القرنين عمّر ملكه * ألفين أمسى بعد ذاك رميما
از قيس بن ساعده :
و الصّعب ذو القرنين أصبح ثاويا * باللحد بين ملاعب الأرياح
از تبّع حميرى :
قد كان ذو القرنين قبلى مسلما * ملكا تدين له الملوك و تحشد
هامش
( 1 ) . نوادر الاصول ، حكيم ترمذى 307 ؛ مستدرك ، حاكم : 3 / 123 ؛ الرياض النضره : 2 / 210 ؛ النهاية ، ابن اثير : 3 / 278 ؛ لسان العرب : 17 / 210 ؛ قاموس اللغه : 4 / 258 ؛ تاج العروس : 9 / 307 ؛ كنز العمال : 1 / 254 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 412 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى