خدا و رهبر مسلمين را در تكذيب كتاب خدا تصديق نكردم . عمر گفت : راست گفت . « 1 »
5 - خرشه بن حرّ گويد : عمر بن خطاب با من صفحهاى ديد كه در آن نوشته بود :
إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ
« 2 » هرگاه اعلان و اذان نماز روز جمعه شد پس به سوى خدا كوشش كنيد . گفت : كه اين را براى تو املا كرد و نوشت ؟ گفتم :
ابىّ بن كعب . گفت : به درستى كه ابىّ قارىتر از ما به نسخهها است . و عمر آن را فامضوا الى ذكر اللّه ، برويد به سوى ذكر خدا مىخواند .
عبد اللّه بن عمر گويد : از عمر هرگز نشنيدم كه بخواند آن را ، مگر فامضوا الى ذكر اللّه .
از ابراهيم نقل شده است : به عمر گفتند : ابىّ بن كعب
فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ
مىخواند ، عمر گفت : ابىّ داناتر از ما به منسوخ است و مىخواند : فامضوا الى ذكر اللّه .
ابو عبيده در فضائل القرآن نقل كرده و سعيد بن منصور و ابن ابى شيبه و ابن المنذر و ابن انبارى در مصاحف و عبد الرزّاق و شافعى و قربانى و عبد بن حميد و ابن جرير و ابن ابى حاتم و بيهقى در سنن ، همچنين در الدرّ المنثور و كنز العمال ياد شده است . « 3 »
6 - از بجاله حكايت شده است : عمر بن خطاب به جوانى عبور كرد كه مىخواند :
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ
« 4 » پيامبر سزاوارتر است به مؤمنين از خودشان و همسران او مادران ايشان است و او براى آنها پدر است . عمر گفت : اى جوان اين را پاك كن ، گفت : اين قرآن ابىّ است ، پيش او رفت و از او سؤال كرد ، ابىّ به او گفت :
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا سرگرم و مشغول به قرآن مىكرد ، و تو را دست زدن در بازارها و دلّالى كردن مشغول مىكرد ، و بر عمر گران آمد . « 5 »
7 - ابىّ بن كعب خواند :
وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلًا
الا من
هامش
( 1 ) . ابن حجر طبرى و عبد بن حميد و ابن عدى آن راى نقل كردهاند ، همچنين در الدرّ المنثور : 2 / 344 و كنز العمال : 1 / 285 ياد شده است .
( 2 ) . جمعه 62 / 9 .
( 3 ) . الدر المنثور : 6 / 219 ؛ كنز العمال : 1 / 285 .
( 4 ) . احزاب 33 / 6 .
( 5 ) . سعيد بن منصور و حاكم آن راى نقل كرده و بيهقى در سنن : 7 / 69 ؛ تفسير ، قرطبى : 14 / 126 به نقل از سعيد ؛ كنز العمال ، حاكم : 1 / 279 .