تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
تاب « 1 » و نزديك زنا نشويد كه آن عمل زشت و منفور و بد راهى است ، مگر آنكه توبه كند ،
فَإِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً
پس به راستى كه خدا بخشنده و مهربان است . اين را به عمر يادآور شدند ، پيش ابىّ آمد و از او سؤال كرد و گفت : من آن را از دو لب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فراگرفتم و تو آن‌وقت كارى نداشتى جز دست زدن در فروختن . « 2 » 8 - از مسور بن مخرمه روايت شده است : عمر بن خطاب به عبد الرحمن بن عوف گفت : آيا نديدى در آنچه بر ما نازل شده : ان جاهدوا كما جاهدتم اوّل مره جهاد كنيد چنانچه در اوّل مرتبه جهاد كرديد . گفت : بينداز از آنچه از قرآن افتاده است . « 3 » 9 - از ابن عباس و عدى بن عدى از عمر نقل شده است : ما قرائت مىكرديم آنچه را از كتاب خدا مىخوانديم : ان لا ترغبوا عن آبائكم فانّه كفر بكم يا انّ كفر ابكم ان ترغبوا عن آبائكم اينكه از پدرانتان رو برنگردانيد كه آن كفر است ، يا كفر است براى شما اينكه از پدرانتان رو بگردانيد ، سپس به زيد بن ثابت گفت : آيا چنين است ؟ گفت : بلى . « 4 » 10 - مالك و شافعى از سعيد بن مسيّب از عمر نقل كرده‌اند در خطبه‌اى از او كه گفت : حذر كنيد از اينكه هلاك شويد از آيه رجم ، گوينده‌اى گفت : ما در كتاب خدا دو حد نمىيابيم چون‌كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رجم و سنگسار كرد و ما هم سنگسار كرديم ، قسم به كسى كه جانم در دست اوست ، اگر نبود كه مردم مىگفتند عمر در كتاب خدا زياد كرد هر آينه مىنوشتم الشيخ و الشيخه فارجموها ، پيرمرد و پيره‌زن را البته سنگسار كنيد چون كه ما آن را خوانديم . و در عبارت احمد از عبد الرزاق بن عوف آمده است : اگرنه اين بود كه گويندگان مىگفتند يا سخن‌رانان سخنرانى مىكردند كه عمر در كتاب خدا زياد كرد چيزى كه از آن نيست ، هرآينه آن را همچنانكه نازل شده مىنوشتم .
هامش
( 1 ) . نساء 4 / 22 . ( 2 ) . ابن مردويه و عبد الرزاق آن را نقل كرده‌اند ، همچنين در كنز العمال : 1 / 278 آمده است . ( 3 ) . الاتقان ، ابو عبيد : 2 / 42 ؛ كنز العمال : 1 / 278 . ( 4 ) . صحيح ، بخارى : 10 / 43 ؛ الاتقان ، ابو عبيد : 2 / 42 .