و در تعبير بخارى از ابن عباس : خداوند محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به حق مبعوث كرد و بر او قرآن را نازل كرد و از آنچه كه خدا نازل كرد آيه رجم بود . پس ما آن را قرائت كرديم و فهميديم و ضبط كرديم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سنگسار كرد و ما هم بعد از آن ( زانى را ) سنگباران كرديم ، پس من مىترسم كه زمان بر مردم طولانى شود كه گويندهاى بگويد : قسم به خدا ! ما آيه رجم را در كتاب خدا نيافتيم . و گمراه شوند به ترك فضيلتى كه خدا آن را در قرآن نازل نموده و رجم در كتاب خدا سزاوار ثابت است بر كسى كه زنا كرده ، هرگاه محصن و عفيف بود از مردان و زنان ، يعنى مرد زندار و يا زن شوهردار بود هرگاه چهار شاهد گواهى دادند يا ريسمانى ( ميان فاعل و مفعول ) انداختند كه بند شد يا چهار مرتبه اقرار كردند .
و در لفظ ابن ماجه از ابن عباس : من ترسيدم كه زمان بر مردم طولانى شود تا اينكه گويندهاى بگويد : نمىبينم رجم را در كتاب خدا ، پس به ترك واجبى از واجبات خدا گمراه شوند ، بدانيد به درستى كه رجم حق است ، هرگاه مرد همسر داشته باشد و بينه و برهان اقامه شود يا آن زن حامل و آبستن باشد يا اقرار كند ، و ما آن را خوانديم : الشيخ و الشيخه اذا زنيا فارجموهما البتّه ، پيرمرد و پيرزن هرگاه زنا كردند سنگسارشان كنيد .
البته ، پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله رجم كرد و ما هم بعد از آن حضرت رجم كرديم .
و در لفظ ابى داود : و قسم به خدا اگر نبود كه مردم بگويند عمر زياد كرد در كتاب خدا ، هرآينه آن را در قرآن مىنوشتم .
و در تعبير بيهقى : و اگر نبود كراهت من كه در كتاب خدا زياد كنم ، هرآينه آن را در مصحف مىنوشتم ، چونكه من مىترسم بعد از اين مردمى بيايند كه آن را نيابند ، پس به آن ايمان نياورند . « 1 »
هامش
( 1 ) . مسند احمد : 1 / 29 ، 50 ؛ اختلاف حديث شافعى چاپ شده در حاشيه كتاب الام : 7 / 251 ؛ موطا ، مالك : 2 / 168 ؛ صحيح ، بخارى : 10 / 43 ؛ صحيح ، مسلم : 2 / 33 ؛ صحيح ، ترمذى : 1 / 299 ؛ سنن ، دارمى : 2 / 179 ؛ سنن ، ابن ماجه : 2 / 115 ؛ سنن ، ابى داود : 2 / 230 ؛ مسند ، طيالسى 6 ؛ سنن ، بيهقى :
8 / 211 ، 213 ؛ احكام القرآن ، جصّاص : 3 / 317 .