تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠

94 - رأى خليفه دربارهء كتابها

علاوه كن بر حوادث چهارگانه : مشكلات قرآن ، سؤال از آنچه واقع نشده ، حديث از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله واقعه نوشتن سنن ، رأى خليفه را ، درباره كتب و تأليفات . مردى از مسلمين نزد عمر آمد و گفت : ما وقتى كه شهر مداين را فتح كرديم ، كتابهايى در آن به دست آورديم كه در آن علمى از علوم عجم و كلام شگفت‌انگيزى بود . عمر شلاق خود را خواست و شروع كرد به زدن آن مرد ، آنگاه قرائت كرد . ما حكايت مىكنيم بر تو بهترين حكايتها را . و مىگفت : واى بر تو ، آيا حكايتى بهتر از كتاب خدا هست ! جز اين نيست كه هلاك شدند مردمى كه پيش از شما بودند ، جز اين نيست كه هلاك شدند مردمى كه پيش از شما بودند ، براى آنكه ايشان اقبال و توجه كردند بر كتب علما و كشيش‌هايشان ، و تورات و انجيل را واگذاردند تا آنكه پوسيد و از بين رفت آنچه در آنها از علم بود . صورت ديگر : عمر بن ميمون از پدرش نقل كرده است : مردى را نزد عمر بن خطاب آوردند و گفت : اى امير مؤمنان ، ما وقتى كه مدائن را فتح كرديم كتابى در آن يافتيم كه در آن كلام عجيب و شگفت‌آميزى بود . گفت : آيا از كتاب خدا بود ؟ گفت : نه ، پس شلاقش را خواست و شروع به زدن او كرد و اين آيات را خواند :
تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
اى محمّد ! اين آيات كتاب روشن است به درستى كه ما آن را قرآن عربى نازل كرديم تا شايد شما انديشه نموده و بفهميد . تا قول تعالى :
وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ
« 1 » هرچند كه تو پيش از آن از غافل‌ها بودى . پس از آن گفت : جز اين نيست كه هلاك شدند كسانى كه پيش از شما بودند ، چون‌كه ايشان به كتب علما و كشيش هايشان اقبال كردند و تورات و انجيل را واگذاردند تا پوسيده و كهنه شده و آنچه در آنها از علم بود از بين رفت . و عبد الرزاق و ابن ضريس در فضائل القرآن و عسكرى در المواعظ و خطيب از ابراهيم
هامش
( 1 ) . يوسف ؟ / 1 - 3 .