تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
دروغ‌هاى اوست . چه دلايل نابجايى ساخته است و راه را بر خود تنگ كرده است كه براهين ، او را درمانده كرده تا دروغ و تهمت زده و استدلال كرده به چيزى كه گوش دنيا آن را نشنيده است و كتاب و سنّت را با تاريخ ساختگى دربارهء حكومت اسلامى كه مقابله كرده چيز تازه‌اى در متعه هرگز نياورده و بر فرض تحقق تهمت او بر حكومت ايران چه ارزشى براى منع حكومت است برابر آنچه كه پيامبر بزرگ و قرآن اعلام فرموده است .

بخوان ، بخند يا گريه كن !

قوشچى ( م 879 ) در شرح تجريد در مبحث امامت ياد كرده است : عمر بر بالاى منبر گفت : سه چيز در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رايج بود و من از آنها نهى مىكنم و هركس مرتكب شود او را شكنجه و مجازات مىكنم : 1 - متعه و صيغه‌كردن زنان 2 - متعه حج 3 - گفتن حىّ على خير العمل . سپس آقاى قوشچى از طرف عمر عذرخواهى كرده ، به قول خودش : اين مطلب از چيزهايى نيست كه موجب بدگويى و مذمّت عمر شود ، زيرا كه مخالفت مجتهد با او در مسايل اجتهاديه بدعت نيست . نمىتوانم درك كنم شخصى در علم ، پيامبر بزرگ اسلام صلّى اللّه عليه و آله را با يك نفر از امتش برابر مىكند و هريك از آن‌دو را مجتهد قرار مىدهد ، و حال آنكه آنچه را كه پيامبر امين مىگويد عين چيزى است كه در لوح محفوظ ثبت شده و آن وحى و غيبى است كه به او الهام مىشود ، او را شديد القوى تعليم نموده است ، پس كجاى آن اجتهادى است كه عبارت از ردّ فرع بر اصل و به كار انداختن ظن و گمان در طريق استنباط است و اينكه جواز مخالفت با مجتهد وقتى است كه مجتهدى با مجتهدى مثل خودش برابر هم قرار بگيرند نه كسى كه برابر نص و خبر صريح روشن اجتهاد كند و در مقابل تصريحات شرعى از قول شارع و علم او فتوا دهد . آنگاه كدام شخص منصف و معتدلى است كه بگويد آقاى صاحبان عقل و سيّد پيامبران مرسلين و اين مردك از جهت فهم و ادراك در يك عرضند تا آنكه بين رأى آنها برابرى دهد و چه ارزشى است براى آراى همه عالميان ، هرگاه با آنچه پيامبر و شارع