شوكانى ، و آلوسى نيست ، پس بزرگان و اعلام او در علم و دين كيستند ؟ !
بلى ، از خاطر ما نمىرود دروغها و افسانههاى اين مردك و نسبت قول نزول آيه متعه به شيعه ، مقدمهاى است براى ناسزاگويى او به دو امام بزرگوار ، حضرت امام محمّد باقر و حضرت امام جعفر صادق عليهما السّلام و هركس كه صاحب انصاف باشد مىداند كه چهار امام قوم او در علمشان خوشهچين علم آندو بزرگوار مىباشند ، اگر نزد ايشان چيزى از علم پيدا شود ، از اين سرچشمه گوارا است . و حضرت باقر و صادق عليهما السّلام همان حضرت باقر و صادقند ، و موسى الوشيعه هم موسى الوشيعه است و خداوند دادگر عادل است و شكايت من به سوى خداست .
و بياييد از اين مردك سؤال كنيم از ادب بيانى كه او فهميده و بر بزرگان علما در قرنهاى گذشته مخفى مانده و از نقصانى كه او شناخته و پيشوايان قوم او بر تقدير نزول آيه در متعه ندانستهاند آن چيست و كجاست ، و از چهكسى اختيار كرده و چهكسى آن را گفته و چه دليلى براى اوست و از چهكسى آن را فراگرفته و براى چه آن را پيشينيان و پسينيان كتمان كردهاند ، تا نوبت به او رسيده است ؟ گمان نمىكنم بتواند پاسخى دهى كه تشنهاى را سيراب كند ، و شايد او ناسزاهاى ركيك خود را به مردمى ديگر نسبت دهد .
حدود متعه در اسلام
1 - اجرت و مهريّه
2 - مدّت معين
3 - عقدى كه شامل ايجاب و قبول باشد .
4 - جدايى به سپرى شدن مدّت يا بذل .
5 - عدّه كنيز و زن آزاد نازا و باردار .
6 - عدم ميراث
اين حدود را فقها در كتب فقهيّه خود و محدثين در صحاح و مسانيدشان و مفسّرين در ذيل آيهء كريمهء ياد شده ، نقل كردهاند . اتفاق كردهاند بر اينكه حدود شرعيه اسلاميه