هرزه افترا و تهمت مىزند ، براى او مهمّ نيست و فقط آنچه براى ما مهمّ است بيداركردن ادراك و احساس كاوشگر است به دروغهاى اين مردك و جنايتهاى بزرگ او بر علم و قرآن و اهل آن ، به كتمانكردن رأى پيشينيان در آن و تكذيبكردن حقايق ثابت دائم بر امّت ، به سخنان و كلمات بىمعنى و ياوهگويىها و پخش آنچه مخالف قرآن و سنّن نبويّه است در ميان گروه دانشمندان و او با جهل و نادانيش به كتاب و سنّت ، خود را فقيه و دانشمندى از فقهاى اسلامى مىبيند . پس بر آن اسلام سلام باد .
متعه در قرآن مجيد
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً
« 1 » پس آنچه را كه متعه كرديد مهرهايشان را بدهيد كه واجب شده و گناهى بر شما در آنچه به آن راضى شديد بعد از مهر واجب نيست ، به درستى كه خداوند داناى درست كردار است .
موسى صاحب الوشيعة خيال كرده كه قول نزول آيه فقط از ادّعاهاى شيعه است و در كتابهاى ايشان كسى يافت نمىشود كه قائل به آن باشد و قائل به آن نمىشود مگر نادانى كه ادعا كرده و نفهميده است . ما مقدارى از آنچه را كه در كتابهاى همكيشان او است ياد مىكنيم تا آنكه خواننده نيشهاى اين مردك احمق نادان بدزبان ناسزاگو را بداند .
1 - احمد امام حنبلىها با سندهايى كه تمام آنها مورد اعتمادند ، از عمران بن حصين نقل كرده است : آيهء متعه در كتاب خداى تبارك و تعالى نازل شده و ما به آن عمل كرديم با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله . آيهاى كه آن را نسخ كند نازل نشد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم نهى نفرمود تا از دنيا رفت . « 2 »
و گذشت كه عدهاى از مفسرين آن را در سورهء نساء ياد كردهاند ، در آيه متعه ، و به اين حديث عمران بن حصين را از كسانى كه دانستهاند كه ثابت بر جواز متعه بوده است .
هامش
( 1 ) . نساء 4 / 24 .
( 2 ) . مسند ، احمد : 4 / 436 .