اين جمله كريمه خوددارى مىكند از اينكه اين جمله جليله كريمه دربارهء متعه نازل شده باشد براى آنكه تركيب اين جمله فاسد و باطل مىشود و ترتيب و نظم اين آيه سودمند ، مختل و معطّل مىماند اگر بگوييم كه آن دربارهء متعه نازل شده است . « 1 »
امّا متعه نكاح و نكاح متعه ، پس قرآن دربارهء آن نازل نشده است ، و براى اين معناى بزرگ اين باب بسته شده ، براى دفعكردن آنچه در كتب شيعه منتشر شده كه قول خدا :
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ . .
. دربارهء نكاح متعه نازل شده است . « 2 »
متعه اصلا در شرع اسلام مباح نبوده و نسخ آن حكم شرعى نيست . جز اين نيست كه نسخ كرده امر جاهلى را به تحريم ابدى .
حديث متعه از عجايب احاديثى است كه جماعتى از صحابه مىگويند ؛ حتى آنكه جماعتى از تابعين كه از آنها طاوس و عطا و سعيد بن جبير و گروهى از فقهاى مكّه گفتهاند . حاكم روايت كرده در علوم حديث از امام أوزاعى كه او مىگفت : پنج چيز از قول اهل حجاز ترك شده كه از آن است متعه . « 3 »
ابن جريح فقيه مكّه زيادهروى در سخن كرده به جواز متعه ، چنانچه اسراف در عمل متعه نمود تا جايى كه وصيّت كرد دربارهء هفتاد زن و گفت : آنها را تزويج نكنيد چونكه آنان مادران شمايند . و ابو عوانه در صحيح خود از ابن جريح از اين زيادهروى در متعه روايت كرده كه او به ايشان در بصره گفت : شهادت دهيد كه من از متعه برگشتم ، ايشان را بعد از آنكه هجده حديث برايشان روايت نمود ، گواه گرفت كه باكى به متعه نيست و بعد از آنكه از متعه سير شد و از كار افتاد و از انجام كار ناتوان و عاجز شد ، گفت : من برگشتم .
استبعاد كرده است به اينكه مؤمن بداند لغت قرآن كريم را و ايمان به اعجاز آن داشته باشد و بفهمد حق فهميدن افاده نظم و ترتيب را ، مىگويد : قول خداى جلّ جلاله :
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً
دربارهء متعه زنان نازل شده است ، قولى است كه نمىشود مگر از جاهل و نادانى كه ادعا مىكند و توجه ندارد . « 4 »
هامش
( 1 ) . الوشيعة 32 .
( 2 ) . همان 121 .
( 3 ) . همان 132 .
( 4 ) . الوشيعة 149 .