در كتب شيعه نسبت داده مىشود به باقر و صاقد كه
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ
دربارهء متعه نازل شده و بهترين احتمال اين است كه سند جعلى باشد ؛ و گرنه باقر و صادق جاهلند . « 1 »
يافت نمىشود در كتاب غيرشيعه قولى از هيچكس كه
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ
نازل در متعه زنان باشد و امّت اجماع كردهاند بر تحريم متعه و كسى نگفته كه قول خدا :
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ
نسخ شده باشد . « 2 »
حكومت امتهاى اسلامى در شرافت دين و صلاح دنيايشان از فقهاى امّت ارشاد مىشوند حكومت دولت ايران چنان كه هست چندين مرتبه اقدام به باطلكردن متعه گرفته است مىبينيم امروز به فضل پادشاه بزرگ و شاهنشاهيش متعه را نسخ قطعى جدّى كرده است .
به راستى كه حكومت دولت ايران در اصلاح زندگانى امت و دنياى آنها و در آباد ساختن وطن و زندهكردن آن تلاش مىكند . همچنين شروع در اصلاح دين امّت رفته است و منع كرده است متعه فقهاى شيعه را . « 3 »
ج ) اين جملههايى است كه ما از ارواق الوشيعة جمعآورى كرديم كه سياه كرده است آن مردك در مسأله متعه و اين اوراق سياه دور است از ادب دين ، ادب علم ، ادب عفّت ، ادب نگارش ، ادب اجتماع ، و ميان آن و آنچه كه اسلام آورده است فاصله بسيارى است ، ما آن را مقابله نمىكنيم ؛ مگر به رهاكردن .
امّا بسط سخن در متعه نيازى نيست به دست گذاشتن ما روى آن بعد از آنكه مبالغه كردهاند در آن محقّقين اصحاب ما و مخصوصا متاخّرين ايشان . « 4 » اين مردك بعد از آن آمده و به سخنان زشت ، حمله برايشان مىكند ، و باكى ندارد و به ايشان به زبان قبيح و
هامش
( 1 ) . همان 65 .
( 2 ) . همان 166 .
( 3 ) . الوشيعة 185 .
( 4 ) . امثال بزرگانى چون سيد عبد الحسين شرف الدين و سيد محسن امين و شيخ محمّد حسين كاشف الغطاء و استاد توفيق فكيكى كتابى جداگانه دربارهء متعه تأليف كرده و در آن حق مطلب را ادا كردهاند .