نفى اصل فرزندى شود .
و امّا نسخ در سنّت :
سخن در آن بسيار و آرا مختلف و حيرتانگيزى است . هيچيك مناسب با ديگرى نيست ، و خواننده راه گريزى از اين خلاف و تناقض در گفتار ندارد . اختلافاتى كه دست جعل و وضع آن را ايجاد كرده كه در آن روايات بسيارى است ، رواياتى كه سنّت ثابت و تاريخ صحيح آن را حفظ نموده است . پس هريك از رجالساز نه نسخ ، به حسب انديشه و سليقه خودش ، جعل كرده است و غافل از بافته و ساخته برادرش بوده ، و بر تو است توجه و دقت به جملهاى از اين گفتهها :
1 - متعه در اوّل اسلام جايز بود رسول خدا روز خيبر آن را نهى كرد .
2 - مباح نبود ؛ مگر براى ضرورت و ناچارى در اوقاتى ، سپس آخر سال حجّة الوداع حرام شد . حازمى اين را مىگويد .
3 - نيازى به ناسخ نيست تا سه روز مباح است . با سپرى شدن آن اباحه پايان مىيابد .
4 - مباح بود و در غزوه تبوك از آن نهى شد .
5 - سال اوطاس مباح شد ، پس از آن نهى شد .
6 - در حجة الوداع مباح شد و بعد از آن نهى شد .
7 - مباح بود ، در سال فتح مكّه از آن نهى شد .
8 - روز فتح مكّه مباح شد و همان روز از آن نهى شد .
9 - هرگز حلال نشد ؛ مگر در عمرة القضا .
10 - متعه زنا است ، هرگز در اسلام مباح نبوده ، نحاس گويد .
11 - مباح بود ، در سال خيبر از آن نهى شد سپس در سال فتح مكّه به آن اجازه داده شد ، آنگاه بعد از سه روز حرام شد .
12 - در صدر اسلام مباح شد سپس در روز خيبر حرام شد پس از آن در غزوه اوطاس مباح شد ، آنگاه حرام شد .
13 - در صدر اسلام و سال اوطاس و روز فتح مكّه و عمرة القضا حلال بود و در روز
الغدير ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٩٤