تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
دانسته‌اند كه بر اباحه آن ثابت بوده است . و حفاظ از او نقل كرده‌اند كه گفت : ما با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جهاد مىكرديم و براى ما زنى نبود . گفتيم : رسول خدا ! آيا ما خد را اخته و خواجه نكنيم ؟ ما را از اين نهى كرد و اجازه داد به ما كه ازدواج كنيم تا مدت معينى . سپس فرمود : حرام نكنيد چيزهاى پاك و لذّت‌بخشى كه خدا بر شما حلال كرده است . « 1 » جصاص بعد از ذكر حديث گويد : به درستى كه تلاوت آيه توسط پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جواز متعه است و آن قول خداى تعالى است :
لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ
« 2 » . و ابن كثير از بخارى و مسلم نقل كرده و در آن اضافه كرده : « آنگاه عبد اللّه آيه را خواند » . « 3 » 4 - عبد اللّه بن عمر ؛ امام حنبلىها احمد به اسنادش از عبد الرحمن بن نعم ، نعيم ، اعرجى گويد : مردى از ابن عمر دربارهء متعه پرسيد و من نزد او بودم . گفت : به خدا قسم ما در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله زناكار و بىعفّت نبوديم . « 4 » 5 - معاوية بن ابى سفيان ؛ ابن حزم او را در المحلّى و زرقانى در شرح موطأ از كسانى شمرده‌اند كه جواز مباح بودن آن را داده است و خلاف آن گذشت و بيان تفصيلى ما دربارهء آن مىآيد . 6 - ابو سعيد خدرى ؛ در كتاب المحلّى ابن حزم و شرح موطأ زرقانى . 7 - سلمة بن اميّة بن خلف ؛ در كتاب المحلّى ابن حزم و شرح موطأ زرقانى . 8 - معبد بن امية بن خلف ؛ در كتاب المحلّى ابن حزم و شرح موطأ زرقانى . 9 - زبير بن عوام . 10 - خالد بن مهاجر بن خالد مخزومى گويد : در كنار بار و بنه‌اش نشسته بود . مردى
هامش
( 1 ) . صحيح ، بخارى : 8 / 7 ، كتاب نكاح ؛ صحيح ، مسلم : 1 / 354 ؛ صحيح ، ابى حاتم بستى ؛ حكام القرآن ، جصاص : 2 / 184 ؛ سنن ، بيهقى : 7 / 200 ؛ تفسير ، قرطبى : 5 / 130 ، به نقل از صحيح بستى ؛ تفسير ، ابن كثير : 2 / 87 ؛ الدرّ المنثور : 2 / 307 به نقل از نه نفر از امامان و حافظين حديث . ( 2 ) . مائده 5 / 87 . ( 3 ) . تفسير ، ابن كثير : 2 / 87 . ( 4 ) . مسند ، احمد : 2 / 95 .